بایگانی‌های اخبار - صفحه 325 از 386 - قیمت انواع گوشی

تقدیر سازمان بسیج سازندگی کشور از شبکه قرآن سیما-قیمت انواع گوشی


سازمان بسیج سازندگی کشور با ارسال نامه‌ای به سرپرست شبکه قرآن و معارف سیما، از تلاش‌های این شبکه در راستای پوشش خدمات جهادگران بسیجی تقدیر و تشکر کرد.

گزارش| از قرارگاه تا نیرو؛ پدافند هوایی کشور در مسیر توسعه-قیمت انواع گوشی

گروه دفاعی خبرگزاری فارس: حضرت آیت الله خامنه‌ای فرمانده معظم کل قوا در احکام جداگانه‌ای سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران را با حفظ سمت به فرماندهی قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء(ص)‌ و امیر علیرضا صباحی فرد را به فرماندهی نیروی پدافند هوایی بعنوان چهارمین نیروی مستقل ارتش منصوب کردند.

** ۲۷ سال هماهنگی پدافند ارتش و سپاه

سابقه تشکیل قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء(ص) مربوط به سال‌های ابتدایی دهه هفتاد شمسی است که بر اساس تدابیر فرمانده معظم کل قوا و به دلیل وجود سامانه‌های پدافندی در نیروی هوایی ارتش و سپاه، مسئولیت هماهنگی فعالیت‌های پدافندی ارتش و سپاه بر عهده این قرارگاه گذاشته شد.

پس از آن و در میانه دهه هشتاد با توجه به افزایش حجم تهدیدات هوایی و به تبع آن در اولویت قرار گرفتن پدافند هوایی به منظور مقابله با این تهدیدات، با منفک شدن فرماندهی پدافند هوایی از نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء(ص) در دهم شهریورماه ۱۳۸۷ با ساختاری جدید و متفاوت سازماندهی و تقویت شد و ماموریت یافت تا نسبت به دفاع از هوا و فضای کشور به صورت فعالانه و مستقل عمل کند.

از آن پس نیز روز دهم شهریور بعنوان روز پدافند هوایی شناخته شد.


دیدار فرماندهان قرارگاه پدافند هوایی با فرمانده معظم کل قوا به مناسبت ۱۰ شهریور روز پدافند هوایی

قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء(ص) که در ساختار سازمانی قبلی هدایت وکنترل عملیاتی یگان‌های پدافند هوایی نیروهای مسلح را به عهده داشت، در ساختار تشکیلاتی جدید با تحویل گرفتن کامل یگان‌های پدافند هوایی نیروی هوایی و اعمال فرماندهی کامل بر یگان‌های مذکور، با در اختیار گرفتن فرماندهی اطلاعات و شناسایی الکترونیک(فاشا)، شبکه راداری، موشکی، توپخانه‌ای، دیده بانی و سامانه‌های پشتیبانی رزمی و عمومی یگان‌های مذکور، از طریق سامانه فرماندهی و کنترل پدافند هوایی (ADOC -SOC -CRC -CP) مسئولیت کنترل عملیات هوایی کشور را به عهده داشت.

**فرماندهان؛ ترکیبی از ارتش و سپاه 

و نخستین فرمانده قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء(ص) در دور جدید فعالیت خود، امیر سرتیپ خلبان احمد میقانی بود که پیش از آن فرماندهی نیروی هوایی ارتش را بر عهده داشت.


امیر خلبان احمد میقانی

امیر میقانی تا بهمن ماه ۱۳۸۹ عهده دار فرماندهی این قرارگاه بود و در تاریخ ۳ بهمن ۸۹ امیر سرتیپ فرزاد اسماعیلی بعنوان یکی از جوان‌ترین فرماندهان نیروهای مسلح و با حکم فرمانده معظم کل قوا عهده دار فرماندهی قرارگاه پدافند خاتم الانبیاء(ص) شد.


امیر فرزاد اسماعیلی

امیر علیرضا صباحی فرد نیز که در دوران فرماندهی امیر اسماعیلی عهده دار سمت جانشینی قرارگاه پدافند هوایی بود، در تاریخ 8 خردادماه 1397 از سوی حضرت آیت الله خامنه‌ای به فرماندهی این قرارگاه منصوب شد و در نهایت یک سال پس از این انتصاب در تاریخ 7 خردادماه 1398 با تشکیل نیروی پدافند هوایی ارتش و انتصاب امیر صباحی فرد به فرماندهی این نیرو، مسئولیت فرماندهی قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء(ص) به فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران محول شد.

از آنجایی که حفاظت و حراست از آسمان ایران در قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء(ص) به صورت مشترک بین ارتش و سپاه صورت می‌گیرد، هیئت رئیسه این قرارگاه نیز ترکیبی از فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که حضور مرحوم سردار موسی بختیاری در سمت معاونت هماهنگ کننده این قرارگاه در گذشته و سردار علی بلالی در حال حاضر از جمله موارد حضور دوشادوش ارتش و سپاه در کنار یکدیگر است.


مرحوم سردار موسی بختیاری


سردار علی بلالی

** تشکیل نیروی پدافند هوایی ارتش

حکم فرمانده معظم کل قوا به منظور تشکیل رسمی نیروی چهارم ارتش تحت عنوان نیروی پدافند هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران را می‌توان آغازی برای توسعه و تعمیق فعالیت‌های پدافند هوایی در سطح کشور برشمرد؛ موضوعی که حضرت آیت الله خامنه‌ای فرمانده معظم کل قوا نیز در حکم انتصاب امیر صباحی فرد از آن بعنوان «رشد و استحکام درونی آن نیرو بویژه در تقویت آموزش‌ها، نگهداری به‌روز از ابزار و تجهیزات و استفاده حداکثری از آنها» نام برده اند.

یکی از عرصه‌های تقویت پدافند هوایی را می‌توان موضوع آموزش در سطح این نیرو نام برد که طی سالهای گذشته با تاسیس سه مرکز آموزشی دانشگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء(ص)، مرکز آموزش‌های پدافند هوایی و مرکز آموزش‌های تخصصی پدافند هوایی، موضوع آموزش در پدافند هوایی تقویت شده است.

از سویی استمرار حضور قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیاء(ص) را نیز می‌توان در راستای هم افزایی و هم راستایی ظرفیت های پدافندی کشور در ارتش، سپاه و بسیج در قالب شبکه یکپارچه پدافندی به منظور تقویت پدافند هوایی کشور برشمرد.

انتهای پیام/

ساعت کاری کاخ‌های سعدآباد و نیاوران در روز قدس و عید فطر اعلام شد-قیمت انواع گوشی


ساعت بازدید از موزه‌های مجموعه فرهنگی تاریخی نیاوران در روز جهانی قدس و عید سعید فطر اعلام شد.

گزارش تصویری | احیاء به سبک کودکان-قیمت انواع گوشی

گزارش تصویری | احیاء به سبک کودکان

مسؤول تبلیغات حماس: مردم فلسطین دوستدار اهل بیت(ع) هستند-قیمت انواع گوشی

به گزارش خبرگزاری فارس، تقریب نوشت: مسؤول تبلیغات و اطلاع رسانی حماس ابوالسرور در گفتگویی در رابطه با شایعات مربوط به اعتقادات مردم غزه بیان کرد: این شایعات بیشتر در جاهایی مطرح می‌شود که بیشترین حمایت از مردم فلسطین دارند و با این کار قصد دارند در کمک این مردم به فلسطین تشکیک به وجود آورند.
 
ابوالسرور خاطرنشان کرد: مردم غزه و فلسطین، شافعی مذهب و دوستدار اهل بیت(ع) هستند و ناصبی بودن آنان به هیچ وجه صحت ندارد؛ حتی می توان گفت در دنیای امروز دیگر ناصبی وجود ندارد.
 
وی عنوان کرد: در فلسطین شهری نیست که مسجدی به نام امام علی(ع) امام حسین(ع) و فاطمه زهرا(س) نداشته باشد. مگر می شود کسی مسلمان باشد و اهل بیت رسول الله(ص) را دوست نداشته باشد.
 
ابوالسرور اظهار داشت: شایعه‌هایی مثل اینکه مبارزان و مجروحان فلسطینی خون مردم ایران را قبول نکرده اند، با این اوصاف که، به دلیل خیانت برخی کشورها در بستن گذرگاه ها هیچ خونی از ایران به فلسطین نیامد، کاملاً خنده دار است.»
 
مسؤول تبلیغات و اطلاع رسانی حماس تصریح کرد: دشمنان اسلام برای تفرقه افکندن بین مسلمان‌ها از هر وسیله و ابزاری کمک می گیرند و تلاش می کنند تا بتوانند آنان را از هم دیگر جدا کرده تا شاید از این راه بتوانند بدون هیچ مانع و مشکلی بر آن‌ها تسلط یافته و آن‌ها را استعمار نمایند؛ و از جمله آن تلاش ها این است که برای تفرقه بین شیعه و سنی، شیعه را نزد اهل سنت، رافضی و کافر و آنان را نزد شیعه، ناصبی و دشمن اهل بیت معرفی کنند.
 
وی در ادامه اذعان داشت: ما معتقد نیستیم که هیچ ناصبی در فلسطین و یا حتی در کشور خودمان وجود ندارد، بلکه معتقدیم که شواهدی وجود دارد که اکثر قریب به اتفاق فلسطینیان را نمی‌توان دشمن اهل بیت به شمار آورد؛ اگر فلسطینیان بواقع ناصبی و دشمن اهل بیت هستند پس چگونه است که در گوشه و کنار کشورشان نام اهل بیت پیامبر(ص)، بر پیشانی مساجدشان می درخشد؟
 
ابوالسرور گفت: بیشتر مردم فلسطین، پیرو مذهب شافعی هستند و اتفاقاً، ابوعبدالله محمدابن ادریس شافعی، رهبر این فرقه، متولد غزه بوده است؛ در مورد شافعی بودن مردم فلسطین میتوانید به این منبع رجوع کنید: «الموسوعة المیسرة فی الادیان و المذاهب المعاصرة، مانع بن حماد الجهنی، ج 2، ص ۱۲۴»؛ جالب اینجاست که در میان فرقه های چهارگانه اهل سنت، نزدیک ترین فرقه به تشیع از نظر علاقه و احترام به اهل بیت و احکام فقهی، همین فرقه شافعی است.
 
مسؤول تبلیغات و اطلاع رسانی حماس اظهار داشت: افزون برگرایش دو تن از رهبران جنبش جهاد اسلامی فلسطین، شهید دکتر فتحی شقاقی و شهید محمود شحادة به مذهب شیعه، در سالیان اخیر گرایش مردم فلسطین به تشیع بسیار چشمگیر بوده است چندانکه طبق یک آمار در حال حاضر حدود 70000هزار شیعه فلسطینی در مناطق اشغالی وجود دارد.
 
وی در پایان خاطرنشان کرد: دفاع از مظلوم و بیزاری از ظالم پیش از آنکه یک توصیه و دستور دینی باشد، یک امر فطری و انسانیست، همانطور که می‌بینید هر ساله در بسیاری از کشورها و حتی کشورهای اروپایی برای مردم بی دفاع غزه تظاهرات میکنند، متاسفانه این امر در داخل کشور توسط رسانه های فارسی زبان خارجی و برخی عاملان نادان آنها در داخل کشور موجب سیاه نمایی شده تا از رهگذر آن به مقاصد شوم خود برسند؛ همانطور که در متن بخش اول آمده پس فرستادن خون توسط مردم غزه شایعه بوده ، و این مطلب توسط نماینده حماس در ایران رد شد.
انتهای پیام/

«قصه ظهر جمعه» را در تماشاخانه سپند ببینید-قیمت انواع گوشی


نمایش «قصه ظهر جمعه» به کارگردانی نسیم ادبی در تماشاخانه سپند بر روی صحنه می‌رود.

یک گزارش ساده از جابجایی «رمضان‌نژاد»/ مدیری که قوانین را جابه‌جا کرد!-قیمت انواع گوشی

خبرگزاری فارس- گروه رادیو و تلویزیون: پدیده بروز اتفاقات یکباره در برنامه‌های زنده سابقه طولانی دارد و از سال‌ها پیش موارد مختلفی وجود داشته که در آن مهمان سخنی گفته که در چارچوب خطوط قرمز سازمان صداوسیما نبوده و یا مرتکب عملی شده که منجر به واکنش بخش عمده‌ای از مردم شده و در مقابل نیز مدیران ارشد سازمان صداوسیما ضمن تذکر به مدیران مربوطه از مخاطبان خود عذرخواهی کرده‌اند و ماجرا فیصله پیدا کرده است. 

از جمله این اتفاقات که شاید مردم هنوز به یاد داشته باشند، می‌توان به برنامه «فیتیله» اشاره کرد که در سال ۹۴ طی یک بی‌دقتی آیتمی را به روی آنتن بردند که در آن به آذری زبانان توهین شده بود. 

این ماجرا در زمان خود منجر به واکنش‌های بسیاری شد و حاصل آن ۲ توبیخ و یک برکناری بود و محمدرضا جعفری جلوه مدیر شبکه دو سیما طی نامه‌های جداگانه‌ای مدیر گروه کودک و نوجوان و مدیر پخش این شبکه را توبیخ و جانشین مدیر پخش و مسئول نظارت نهایی برنامه‌های شبکه را ضمن توبیخ، از مسئولیت خود برکنار کرد.

در دی ماه سال گذشته بود که باز هم در یک اتفاق سهوی دیگر فیلمی از صداوسیمای مرکز کیش به روی آنتن رفت که به دلیل کوتاهی در نظارت، با پخش صحنه‌های مستهجنی از فیلم همراه بود. 

این موضوع نیز از جمله مواردی بود که با واکنش‌های بسیاری روبرو شد. «علیرضا نجابت» مدیرکل صداوسیمای مرکز کیش بلافاصه عواملی را که به این موضوع بی‌توجهی کرده بودند توبیخ و اخراج کرد اما بلافاصه علی عسکری رئیس سازمان صداوسیما نجابت را عزل کرد. 

«مهران مدیری» نیز از جمله کسان دیگری بود که درگیر حواشی مشابه شد. در پی آخرین برنامه «دورهمی» که نوروز به روی آنتن رفت، اظهارنظرهای متفاوتی در مقابل سخنان مدیری در فضای مجازی منتشر شد و بیش‌تر کاربران از اینکه موضوع «امید» از سوی مدیری مورد حمله قرار گرفته، ناخرسند و ناراضی بودند. صبح روز چهاردهم نیز شبکه نسیم اقدام به حذف این بخش از سخنان مدیری کرد و میرباقری در این باره گفت: برنامه «دورهمی» مشخص است که نقد و انتقادهای سازنده انجام می‌دهد و از طرفی هم برکسی پوشیده نیست که رسانه‌ ملی پرچمدار اطلاع‌رسانی لحظه به لحظه اتفاقات سیل و همکاری‌ها و همیاری‌های دستگاه‌های دولتی، نظامی و مردمی بود. برخی از تعابیر مهران مدیری مجری برنامه دورهمی که در اولین شب سری جدید «دورهمی» به اتفاقات سیل و حضور مسئولان در صحنه و خبر‌رسانی در تلویزیون پرداخت، آن طور که باید، متوازن و منصفانه نبود و بایستی ملاحظات بیش‌تری انجام می‌شد که در این زمینه تذکر لازم داده شده است.

پس از فراز و نشیب‌های این گونه این بار نیز یک برنامه زنده دیگر جنجال به پا کرد و توهین یک مداح به مقدسات اهل سنت در شبکه پنج سیما منجر شد ابتدا مرتضی میرباقری به این ماجرا ورود پیدا کند و ضمن توبیخ، عوامل شبکه را برکنار کند. اما این اقدام کافی نبود و بلافاصله پس از آن علی عسکری رئیس سازمان صدا و سیما دستور به برکناری «مجید رمضان‌نژاد» مدیر شبکه پنج داد که این بار این تصمیم رئیس رسانه ملی با واکنش‌های متفاوتی از سوی مخاطبان همراه شد. عده‌ای این کار را درست می‌دانستند و عده‌ای هم معتقد بودند در فعل انجام شده، نقش ناظر پررنگ‌تر از مدیر بوده و مداح و ناظر پخش اصلی‌ترین اهمال‌کنندگان این ماجرا بوده‌اند. 

اما فارغ از بررسی این موضوع «جواد رمضان‌نژاد» از جمله مدیران جوان رسانه ملی محسوب می‌شود که پله پله مراحل پیشرفت را طی کرده و از مدیران موفق رسانه ملی محسوب می شود. 

او که پیش‌تر برنامه‌سازی و مدیریت گروه‌ مستند شبکه چهار سیما را تجربه کرده بود، در سال ۹۳ به مدیریت شبکه افق منصوب شد. این شبکه، شبکه‌ای ویژه مفاهیم انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و تحولات منطقه بود که در دوران رمضان‌نژاد برنامه‌هایی در قالب‌های مستند، رئالیتی‌شو، ترکیبی، سریال و کلیپ با رویکردهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و مذهبی تولید و پخش کرد که هرکدام از آنها نظیر جهان‌آرا، عصر، عصرانه، دوران و … برنامه‌ای موفق و جریان‌ساز بودند. 

 

**طالب زاده: آقا جواد قوانین را تغییر داد

رمضان‌نژاد از جمله مدیرانی است که «نادر طالب‌زاده» درباره او می‌گوید: من با آقای رمضان‌نژاد در برنامه راز کار کردم و ایشان آن زمان یکی از پایه‌های اصلی برنامه بود. این برنامه باعث شد تا حدود ۱۰ برنامه گفت‌وگو محور مشابه «راز» با محوریت نقد ساخته شوند و ما تقریبا ۶ سال روی آنتن بودیم و برای اولین بار مسائلی نظیر ربا در بانک‌ها و مالیات‌گریزی در ایران که بیشترین مالیات‌گریزی را از سوی متمولان داریم، پرداختیم. همچنین برنامه‌ای ویژه درباره آبادان و خرمشهر داشتیم که به آب آشامیدنی ناسالم آنها و فاضلاب می‌پرداخت که منجر به تحولاتی در منطقه شد و ساختن پارکی در اطراف رودخانه در اهواز از جمله نتایج آن برنامه بود. علت انحلال جهاد سازندگی و هزینه‌ای که برای جمهوری اسلامی داشت نیز برای اولین بار در این برنامه به صورت گسترده مورد ارزیابی قرار گرفت. 

وی ادامه داد: برنامه‌هایی هم از دل راز درآمد که یکی از آنها «ثریا» بود که مسائلی نظیر مسکن، مالیات و … مطرح شد و الان دوستانی بسیار قوی شده‌اند. ابداع در کار آقای رمضان‌نژاد خیلی زیاد بود. مثلا برنامه «دوران» در نوع خود بی‌نظیر است. ما نظیر چنین برنامه‌ای را حتی در دنیا نداریم که به تعقیب انقلاب‌های جهانی می‌پردازد و کسی روی این موضوع کار نکرده است که شما جوان‌هایی را بیاورید که انقلاب‌ها را تحلیل کنند. یا برنامه جهان آرا از برنامه‌های موفق بود. قرار بود افق گلخانه‌ای باشد در میان سایر شبکه‌ها و اقدامات بسیار خوبی هم در این شبکه انجام شد. مطرح کردن این موضوع که مردم می‌توانند درباره موضوعات اقتصادی اعتراض داشته باشند، برای اولین بار در این برنامه مطرح شد. 

وی اظهارداشت: اف ای تی‌اف که در مجلس هم تصویب شد و در مجمع بررسی کردند که پذیرفتن آن اشتباه محض است، در دو قسمت ویژه در شبکه افق بررسی شد. آقای رمضان‌نژاد از ابتدا در تلویزیون بوده و از برنامه‌سازی شروع کرده و به مدیریت شبکه رسیده و همه اینها به خاطر سوابق درخشان ایشان بوده است. من نمی‌دانم ما چند مدیر داریم که چنین کارنامه‌ای داشته باشند و تحولی ایجاد کرده  یا منجر به تغییر قوانین شده باشند. در برنامه راز برای اولین بار کاداس مورد ارزیابی قرار گرفت. الان دیگر کسی در ایران نمی‌تواند زمین‌خواری کند. قوانینی بود که آن را داخل گنجه گذاشته و درش را هم بسته بودند اما در برنامه راز این موضوع بررسی شد و قانون کاداس پس از آن جاری شد. یا در طب سنتی زالو درمانی قانونی شد. هرکس این کار را انجام می‌داد او را دستگیر کردند اما بعدا بررسی شد که fda آن را مجاز می داند. راز برنامه‌ای بود که تغییر و تحول ایجاد می‌کرد. 

وی در پایان گفت: ما در دوران آقای رمضان‌نژاد هیچگونه برنامه عادی و ترسویی هیچ وقت نداشتیم و یکی از عناصر اصلی آن حضور آقا جواد بود که توانستیم همیشه برنامه‌هایی برویم که کمک کند چیزی عوض شود و فقط یک گزارش ساده نباشد. 

 

**امیری: رمضان‌نژاد همواره در نوآوری پیش قدم بوده است

«سلمان امیری» مدیر مسئول خبرگزاری تقریب مذاهب نیز در گفت‌وگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون خبرگزاری فارس گفت: حفظ وحدت در جامعه یکی از مهمترین اصولی است که بزرگان نظام همیشه به آن  تاکید داشته و دارند.

وی ادامه داد: به نظر می‌رسد در این میان اهمال از سوی مداح و بیش‌تر از آن ناظر پخش شبکه بوده که از آنتنی که برنامه زنده در حال پخش دارد، نتوانسته به خوبی مراقبت کند و همین منجر به جریحه دار شدن قلب اهل تسنن شد. 

امیری تاکید کرد: برخورد با مقوله ناهنجار وحدت شکن خوب است اما اصولی و به دور از احساس و سیاسی‌کاری. همه می‌دانند که آقای رمضان‌نژاد مدیر جوان و در عین حال مدبری بوده که در زمان حضورش در سازمان صداوسیما و حتی پیش از اینکه به مدیریت برسد، همواره نوآور و پیش‌رو بوده و ما در مدت حضور ایشان هم در شبکه افق و هم در شبکه تهران شاهد تولید برنامه‌هایی متفاوت و جدید بودیم که نشان از سواد بالای رسانه‌ای این مدیر داشت.

امیری گفت: به هرحال امیدوارم از آقای رمضان‌نژاد که دچار یک اتفاق سهوی شد، در سمتی شایسته‌تر بهره‌برداری شود و یک اشتباه منجر نشود که ما شایستگی‌های این مدیر جوان و توانمند را نادیده بگیریم. 

 

**خرمشاهی: سرمایه بزرگی را بد از دست دادیم

درباره دوران مدیریتی «جواد رمضان‌نژاد»، امیرحسین خرمشاهی تهیه‌کننده پیشکسوت تلویزیون نیز تجربیات جدیدی دارد. او در این باره گفت: جواد یک کارشناس رسانه است. او رسانه شناس و فرهنگ‌پرور و هنرمند کار آزموده و دنیا دیده سینما و سیاست بود … جوان اما تجربیات پخته‌ای پیر در سلول‌های تفکراتش دیده می‌شد.

وی ادامه داد: من در دوران ۲۷ سال فعالیتم بیش از ۲۰ مدیر را تجربه کردم و شبیه ایشان اگر بخواهم بشمرم چند تن بیشتر نیستند که اولین آنها آقای رمضان‌نژاد هستند. او جوانی است که شبیه پیرها با تجربه است و همیشه بهترین عملکرد را در اتفاقات تلخ و شیرین داشت. او مدیر مدبری بود. او می‌خواست با ارتباط زنده با مساجد و هیأت‌ها با مردم ارتباط بیشتری برقرار شود و حالا اگر من تهیه‌کننده در این مسیر کار را خراب کرده‌ام و نتوانسته ام آن ایده را عملی کنم، من باید توبیخ شوم نه مدیر مربوطه. 

خرمشاهی تاکید کرد: فکر نمی‌کنم که کسی به اندازه من برنامه زنده تولید کرده باشد و در این میان کسی را ندیده‌ام که اندازه رمضان‌نژاد تز و ایده داشته باشد و درباره جزئیات مختلف، نظر داشته باشد. او فوق‌العاده رسانه را خوب می‌شناخت و مهم‌تر از آن پله پله بالا آمده بود. ما سرمایه بزرگی را بد از دست دادیم. او برای ساخت مستندی ابتدا من را به مناطق محروم فرستاد و کار را از سیستان و بلوچستان آغاز کردیم. بعد هم فکر می‌کردم من را به یک استان نظیر اصفهان یا یزد می‌فرستد اما من را به گلستان فرستاد. او برایش رنگین کمان اقوام و مذاهب اهمیت بسیار بالایی داشت و در همین راستا هم تلاش بسیاری کرد. او مردم دوست بود و تک تک مردم ایران برایش اهمیت داشتند. امیدوارم این مساله از طریق قانونی پیگیری شود و مقصر اصلی نیز شناسایی شود. 

 

**غفوری: رمضان‌نژاد خلاقیت‌های منحصر به فردی دارد

در میان این اظهار نظرها اما «سلیم غفوری» یکی دیگر از مدیران جوان و موفق تلویزیون نیز معتقد است سازمان صداوسیما یک مدیر موفق را از دست داده است. او درباره نقاط مثبت رمضان‌نژاد به خبرنگار رادیو و تلویزیون خبرگزاری فارس گفت: ایشان مدیری خلاق و نو آور بود که با اهل هنر و رسانه ارتباط خوبی داشت.

وی عنوان داشت: جواد رمضان‌نژاد در برنامه‌سازی خلاقیت‌های منحصر به فردی داشت. او کارهایی را در شبکه افق ابداع کرد که از تاثیرگذاری بالایی برخوردار بود و جریان‌سازی بسیار موفقی را طی کرد که در نوع خود بی‌نظیر بود.  

وی ادامه داد:  جواد مدت محدودی هم در شبکه پنج حضور داشت. هرچند حدود 10 الی 11 ماه حضورش در این شبکه طول کشید اما در همین مدت هم توانست گام‌های خوبی بردارد و در همین مدت چند برنامه جدید راه‌اندازی کرد که بسیار موثر بودند. مانند «اختیاریه» و «نقد سینما» که توانستند به زودی مخاطبان خود را پیدا کنند. ایشان کارهای خوبی را انجام داد و مطمئنم که اگر مدت زمان حضورشان بیشتر طول می‌کشید شاهد نوآوری‌های بیشتری بودیم. 

 

انتهای پیام/ 

تمجید پدر شهید احمدی روشن از نمایش «غربت ماه»-قیمت انواع گوشی


نمایش «غربت ماه» کاری از گروه آوا و نمایش خانه و موزه شهید معلم، به نویسندگی و کارگردانی رامین جهانی و تهیه کنندگی حسین قدمی شب گذشته با استقبال خوب مخاطبان روی صحنه رفت.

استفاده از روش‌های غیرقانونی در زندان‌های اسرائیل-قیمت انواع گوشی

به گزارش خبرگزاری فارس، میزان نوشت: اداره دفاع عمومی آمریکا اخیرا گزارشی از وضعیت زندانیان در زندان‌های این رژیم منتشر کرده که نشان می‎دهد زندانیان اغلب در مکان‌های نامناسب نگهداری می‌شوند و گاهی اوقات زندانیان با روش‌های مجازات غیرقانونی شکنجه می‌شوند.
 
به گزارش تایمز آو اسرائیل، زندانیان چندین ساعت یا حتی روز‌ها به تخت‌های بازداشتگاه‌ها بسته می‌شوند، از سایر هم بندی‌ها جدا شده و بدون دلیل مکرراً مورد بازرسی بدنی قرار می‌گیرند.

کارمندان اداره دفاع عمومی آمریکا این گزارش را در سال‌های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ انجام  داده  و نتایج آن بر اساس اطلاعاتی است که در بازدید‌های غیرمنتظره از زندان‌های متعدد جمع آوری شده است.

یکی از مواردی که در این گزارش به آن اشاره شده، بازرسی بدنی زندانیان در حالتی که آنها برهنه هستند و بدون هیچ دلیلی که نشان دهنده سوء رفتار باشد صورت می‌گرفته و همچنین زندانیان بدون آنکه رضایت داشته باشند مورد بازرسی بدنی قرار می‌گرفتند. این اقدام تنها برای آزار زندانیان صورت می‌گرفته است. این مورد بیشتر در زندان «آیالون» مرسوم بوده است.

یکی دیگر از اقدامات غیر قانونی که به ویژه در زندان «اوفک» رژیم صهیونیستی که تنها نوجوانان در آن زندانی هستند مرسوم است بستن زندانیان به تخت است. این گزارش می‌گوید که این اقدام درباره زندانیان با مشکلات روانی و آن هم به جای درمان انجام می‌گرفته است.

در این گزارش آمده است، در زندان آیالون یک زندانی که نیاز مبرم به مراقبت‌های پزشکی داشت ۳۸ ساعت کامل به تخت بسته شده بود. در زندان‌های اشل و گیوون نیز چنین اقداماتی مشاهده شده است؛ جایی که در برخی موارد هم برای شکنجه بیشتر دست زندانیان بر روی سرشان بسته می‌شود.
 
تایمز آو اسرائیل در این گزارش می‌گوید که بر اساس مقررات خدمات زندان‌های رژیم صهیونیستی بستن زندانیان تنها به عنوان آخرین روش برای جلوگیری زندانیان از آسیب رساندن به دیگران و یا به خود و نه به عنوان روشی برای مجازات استفاده می‎شود.
 
در ادامه این گزارش آمده است، برخی از زندانیانی در سلول‌های انفرادی در شرایط اسفناکی به سر می‌برند. زندانیان در سلول‌های انفرادی حتی پس از گذشت یک هفته لباس تمیز دریافت نمی‌کنند، به روی آنها آب اسپری می‌شود و مجبور هستند چندین روز با لباس خیس بگذرانند. زندانیان می‌گویند که این زندان‌ها فاقد امکانات و دارای سرویس‌های بهداشتی شکسته و  شیشه‌های مهر و موم شده به گونه ای که هیچ هوایی در سلول‌ها جریان ندارد. ۲ زندانی نوجوان گفته‌اند حتی گاهی اوقات تشک آن‌ها از قصد برداشته می‌شود تا آنان مجبور به خوابیدن بر روی تخت‌های فلزی شوند.

تایمز آو اسرائیل در بخش دیگری می‎نویسد: علاوه بر آن، مشکلات بهداشتی در ۱۹ زندان رژیم صهیونیستی مشاهده شده که حتی بخش‌هایی از آن‌ها برای اقامت انسان نامناسب هستند. 

 در زندان‌ اشل دیوارها کهنه و ترک خورده هستند به گونه‌ای که موش‌ها به راحتی می‌توانند به درون زندان نفوذ کنند.

 در زندان آیالون نیز بیشتر زندانیان به دلیل وجود ساس در تشک‌ها، مجبور هستند روی زمین بخوابند؛ سوسک و ساس در بسیاری دیگر از زندان‌ها یافت می‌شود؛ جایی که در آنها سلول‌ها بوی نامتبوع می‌دهند.
بازرسان به خصوص به شرایط بد در بخش نظارت و مجازات مرکز بازداشتگاه «هداریم» اشاره کردند. در این بازداشتگاه زندانیان در سلول انفرادی و یا با نظارت بیش از حد و آزار دهنده زندان بانان نگهداری می‌شوند.
یکی دیگر از مواردی که در این گزارش به آن اشاره شده فضای بسیار کم زندانیان است. در ۱۶ مورد دیده شده است که فضا برای هر زندانی کمتر از حداقل فضای لازم ۳ متر مربع که از سوی دادگاه عالی برای هر زندانی تعیین شده، می‌باشد. در برخی موارد فضای اختصاص داده شده به هر زندانی حتی کمتر از نصف این میزان است.

 در این گزارش آمده است: در واقع این یک معظل در سراسر اسرائیل است که موجب نقض روزانه حقوق اولیه زندانیان و بازداشتی‌ها و همچنین نقض حقوق بشر می‌شود.
انتهای پیام/ 

ازدواج سفید، بخت سیاه | خبرگزاری فارس-قیمت انواع گوشی

گروه خانواده؛ عطیه‌همتی: بعضی زخم‌ها را هر زمان که بشکافی باز چرکش بیرون می‌ریزد، عفونتش به همه جا می‌پاشد و دوباره همه‌چیز مثل روز اول می‌شود. انگار نه انگار که سالها از آن گذشته‌است. برای همین «تانیا» بریده بریده حرف می‌زند. برای گفتن بعضی جمله‌ها نفس عمیق می‌کشد. یک جایی زیر پوستش لابه‌لای استخوان‌هایش تیر می‌کشد. وقتی می‌پرسم مگر نمی‌گویی اولش همه چیز خوب بود،  پس چرا آنقدر زود همه چیز خراب شد؟ وقتی از ارتباطش می‌پرسم و او می‌گوید که فکر می‌کند از او سوء‌استفاده شده، نفس عمیق می‌کشد، کم می‌آورد و صریح می‌گوید:«می‌شود دیگر در این باره حرف نزنیم؟ واقعا حالم دارد به هم می‌خورد.» تانیا یکی از دختران این شهر است که دانشجوی خوب دانشگاهش بوده. معماری خوانده، در مقطع ارشد شرکت کرده، سه ترم خوانده اما زندگی ناچارش کرده که انصراف بدهد. یکی از دختران این شهر که از شهری دیگر به تهران آمده و قرار بوده حسابی زندگی کند. به سبک و سیاق چیزی که فکر می‌کرده همان‌قدر رمانتیک و عاشقانه، شبیه فیلم‌های هالیوودی موردعلاقه‌اش اما حالا توی تنهاییش سیر می‌کند با زخم‌هایی که وقتی درباره‌اش حرف می‌زند دوباره چرک می‌کند و دوباره عفونتش به همه جا می‌پاشد.

سراغ تانیا که این روزها در یک آرایشگاه زنانه کار می‌کند و می‌گوید دیگر به هیچ کسی اعتماد ندارد، رفته‌ایم. روایت زندگی تلخ این دختر ۲۸ ساله را در ادامه می‌خوانید.

 

اجازه نداشتم با دوستانم بیرون بروم

کرمانشاه به دنیا آمدم. سال ۱۳۷۰. خانواده مذهبی نداشتم اما سنتی بودند. ساعت ورود و خروجم برایشان خیلی مهم بود. برایشان که نه برای مادرم مهم بود. پدرم کاری با من نداشت. میدان تره‌بار کار می‌کرد و همین الان هم اگر از او سن و سالم را بپرسید دقیق نمی‌داند. خیلی این چیزها برایش مهم نبود. حتی پول تو جیبی من هم با مادرم بود. اصلا اختیار همه چیز با مادرم بود. باید سر ساعت و دقیقه می‌رفتم و می‌آمدم. ثانیه‌ای این‌ور و آن‌ور می‌شد با مادرم برنامه داشتیم. یعنی من قبل از تاریکی هوا باید هرطور که شده خانه می‌رسیدم. گاهی مادرم آنقدر سفت و سخت می‌گرفت که خودش مرا دانشگاه می‌برد و خودش مرا بر می‌گرداند. خیلی اذیت می‌شدم. سخت بود. آدم گاهی دلش می‌خواهد بعد از کلاس با دوستهایش برود بیرون، چیزی بخورد. تفریحی بکند اما این اجازه را نداشتم. برای همین مجبور شدم از کلاس‌های دانشگاهم بزنم که بتوانم حداقل کمی با دوستانم بیرون بروم. برای این کار دلیل هم داشت مدام می‌گفت جامعه بد است و ممکن است تو هم بد شوی!

 

خاله‌ام مرا تحریک به رفتن از خانه پدرم کرد

از دروغ گفتن حس خیلی بدی پیدا می‌کردم. از خودم بدم می‌آمد برای همین هرکاری می‌کردم بعد از چند وقت خودم می‌رفتم همه چیز را به مادرم می‌گفتم. زمان دانشجویی‌ام بود. مثل همیشه خیلی گیر می‌داد. اعصابم را حسابی به هم ریخت. من هم با یکی از خاله‌هایم خیلی دوست بودم. از خانه زدم بیرون و رفتم خانه خاله‌ام ماندم. راستش من با حرفهای خاله‌ام از خانه زدم بیرون. یکبار داشتیم با هم حرف می‌زدیم. من از مادرم گله می‌کردم. خاله‌ام می‌گفت وقتی به تو هیچ احترامی نمی‌گذارد؛ تو چرا به خودت هیچ احترامی نمی‌گذاری و اجازه می‌دهی اینطوری اذیتت کند. شاید اگر آن روز خاله‌ام این حرفها را نمی‌زد و به جایش من را به راه درست و راست هدایت می‌کرد، من دست به چنین کاری نمی‌زدم ولی حرفهای خاله‌ام حسابی مرا بهم ریخت. از خانه بیرون زدم و یک هفته خانه خاله‌ام ماندم تا اینکه پدرم دنبالم آمد و گفت به خاطر من برگرد. هرچه باشد مادرت است و بیشتر از هرکس صلاح تو را می‌داند و من هم برگشتم.

 

برایم یک جلسه خانوادگی برگزار کردند

وقتی فهمیدند با کسی رابطه دارم، پدرم یک هفته با من حرف نزد بعد هم که به حرف آمد گفت:«دیگه اسممو نیار» اما مادرم همه جوره بحث را بالا کشید. کلامی و غیرکلامی با من درگیر بود. می‌گفت دیگر اجازه نمی‌دهم به دانشگاه بروی، باید انصراف بدهی! خودم هم کارهای انصراف را انجام می‌دهم. من آن موقع دانشجوی ممتاز دانشگاه بودم. من هم داد و بیداد می‌کردم که من عاشق درس و رشته‌ام هستم و شما هم نمی‌توانید جای من تصمیم بگیرید. خاله‌ام پشت مرا گرفت و دوباره رفتم به خانه‌اش و این بار دو هفته آن‌جا ماندم. خاله و مادرم رابطه چندان خوبی باهم ندارند مثل بعضی خواهر و برادرها از بچگی بین‌شان کینه است. مادر زن برادرم هم بود و قصه را کمی پیچیده می‌کرد. دست آخر قرار شد یک جلسه بزرگ خانوادگی برای رسیدگی به وضعیت من تشکیل شود. از این جلسه‌ها که ریش سفید و بزرگترهای فامیل دور هم جمع می‌شوند. تصمیم این جلسه هم بر این شد که من بگویم غلط کردم و آدم می‌شوم و هر چیزی مادرم بگوید بگویم چشم، تا اینکه برگردم خانه.

 

پدرم گفت به شرط آنکه صیغه بخوانید؛ نخواندیم

با «پژمان» توی کافی‌نت آشنا شدم. من داشتم پروژه دانشگاهم را انجام می‌دادم و او هم داشت کارهای آزمون جامع دکترایش را انجام می‌داد. آنجا سر همین چیزها سر صحبت باز شد. من معماری می‌خواندم، او مکانیک می‌خواند. اوایلش فقط می‌خواست برای پایان‌نامه کمکم کند، اما رابطه‌مان کم کم بیشتر شد. من به چشم یک دوست نگاهش می‌کردم و برای همین از وضعیت زندگی‌ام برایش می‌گفتم تا اینکه پژمان به من پیشنهاد داد باهم زندگی کنیم. بعد از پیشنهاد پژمان یک روز آمدم تهران تا با دایی‌ام در این رابطه صحبت کنم. دایی‌ام موافقت کرد و قرار شد حمایتم کند. پدرم گفت فقط یک شرط دارم و شرطش این بود که ما صیغه محرمیت بخوانیم. دایی‌ام گفت این ماجرا با من! اما هیچوقت این صیغه خوانده نشد و دایی‌ام به راحتی مساله را پشت گوش انداخت. پدر و مادرم خیال می‌کردند ما به هم محرم شدیم و من تهران ماندنی شدم تا با پژمان زندگی کنم.

 

با گل و شمع شروع شد اما زود ته کشید

رابطه ما مثل همه رابطه‌ها با شمع و گل و هدیه و خیلی رمانتیک شروع شد. آنقدر خوب که نمی‌توانید تصورش را بکنید. با یک چمدان رفتم یک خانه نقلی، که همه چیزش برای زندگی دو نفر آدم که همدیگر را دوست دارند مناسب بود. روز اول ناهار را بیرون خوردیم و حسابی خوش گذشت، طاقت نیاوردیم شام را هم دوباره بیرون رفتیم و خوردیم. درست مثل فیلم‌ها بودیم. همه فیلم‌های رمانتیک دختر و پسری و عشق و عاشقی اما این احساسات به ظاهر خوب، فقط یک ماه بیشتر دوام نداشت! بعد از یک ماه حس و حالم تغییر کرد. همه چیز عوض شد. حس می‌کردم کسی هستم که برای نظافت خانه آن پسر آمده‌ام. انگار آمده‌ام که همیشه خانه و زندگی‌اش را مرتب نگهدارم. آن‌قدر یک ماه اول به من خوش گذشته بود که حرفهای پدرم و محرم شدن‌مان برایم خیلی اهمیت نداشت. بعدها هم وقتی هربار به پژمان می‌گفتم بیا عقد کنیم می‌گفت این کاغذبازی‌ها چه اهمیتی دارد؟ ما باهم خوبیم. همدیگر را دوست داریم و بقیه‌اش هیچ اهمیتی ندارد!

 

مرا به خانواده‌اش نشان نمی‌داد

هیچوقت نفهمیدم پژمان کارش چیست و چه کار می‌کند. هربار که می‌پرسیدم می‌گفت چه اهمیتی دارد؟ مهم این است من پول برای خانه بیاورم که می‌آورم. من هم تبدیل به یک زن نظافت‌کار دربست شده بودم. هیچ چیزی از او نمی‌دانستم جز اینکه دکترا دارد و یک کارهایی دارد انجام می‌دهد. از خانواده‌اش هم چیزی نمی‌دانستم. آنها هم از من چیزی نمی‌دانستند. اصلا نمی‌دانستند پسرشان دارد با دختری مثل من زندگی می‌کند. هربار که می‌گفتم مرا با خانواده‌ات آشنا کن، فرار می‌کرد و می‌گفت:«نه الان زمانش نیست من باید قبلش با آن‌ها حسابی صحبت کنم. چون خیلی سنتی و مذهبی هستند و عقد مرا با یکی بسته‌اند و تورا به چشم بدی نگاه می‌کنند. من هم نمی‌خواهم اینطور باشد و برای همین فعلا صبر کنیم.»

 

می‌ترسیدم مرا سر به نیست کند

غذا درست می‌کردم، لب نمی‌زد. می‌گفت این چیست؟ غذا را پرت می‌کرد. به خودم می‌گفتم لابد من یک کاری کرده‌ام. می‌گفتم تو بگو من چه کار کرده‌ام؟ بگو من خودم را اصلاح می‌کنم. اما می‌گفت برو من نمی‌خواهم ببینمت وقتی من در خانه‌ هستم تو برو داخل اتاق که دیگر نبینمت. هیچوقت نفهمیدم با کسی ارتباط دارد یا نه. چیزی از او نمی‌دانستم. از تهران هم چیزی نمی‌دانستم. نمی‌دانستم حتی زندگی کردن در شهر به این بزرگی و شلوغی چگونه است. می‌ترسیدم حتی با کسی حرف بزنم. حتی با دایی‌ام. می‌گفتم اگر پژمان بفهمد من با کسی درد و دل می‌کنم ممکن است مرا سر به نیست کند. مادرم درست می‌گفت که کارم و راهم اشتباه است و من هرچه می‌گذشت از خودم بیشتر بدم می‌آمد. احساس گناه می‌کردم از اینکه وقتی می‌خواستم با پژمان زندگی کنم با مادرم خیلی بد حرف زدم.

 

از جسم و جانم سوءاستفاده کرد

زندگی‌ام جهنم شده بود. مدام به پژمان می‌گفتم چرا نمی‌خواهی مرا به خانواده‌ات معرفی کنی؟ می‌گفت:«اوه، چی را معرفی کنم؟ چه کسی را معرفی کنم؟ دختری که بدون هیچی حاضر است با یک پسر زیر یک سقف زندگی کند؟» می‌گفتم: « من به تو تعهد دارم. دوست داری بروم با یک پسر دیگر ارتباط بگیرم؟» می‌گفت: «برو، راه دراز، جاده دراز برو» می‌دانست من نمی‌روم. می‌دانست میان خانواده‌ام چه وضعیتی داشتم و حالا هرچه بگوید نمی‌روم. سوءاستفاده می‌کرد. آخری‌ها بند کرده بودم بیا برویم عقد کنیم. هیچ‌جوره زیر بار نمی‌رفت. به خودم آمدم دیدم دارم بدون هیچ حق و حقوقی یک مرد را تر و خشک می‌کنم و جوانی‌ام را به پایش می‌ریزم. بدون اینکه هیچ حقی در زندگی‌اش داشته باشم با مردی ارتباط داشتم که با من بد دهنی می‌کرد، تحقیرم می‌کرد و حتی یکبار از روی عصبانیت طوری توی دهانم زد که هنوز فکر می‌کنم دندان‌هایم لق شده. حس می‌کردم دارد از همه جسمم، روحم روانم سوء استفاده می‌کند.

 

کاش عقد خوانده بودیم!

اگر صیغه عقد را خوانده بودیم خیلی چیزها فرق می‌کرد. شاید عده‌ای مثل پژمان بگویند چه فرقی می‌کند؟ آدمی که بخواهد خیانت کند و نسازد همه جوره نمی‌سازد و صیغه و عقد و کاغذ جلویش را نمی‌گیرد. من می‌گویم فرق می‌کند چون با هیچی زندگی کرده‌ام. می‌توانستم عقدنامه‌ام را بکوبم جلوی خانواده‌اش، جلوی قانون و بگویم این آدم نسبت به من مسوول است. اما دستم به هیچ جا بند نبود. می‌رفتم چه می‌گفتم؟ می‌گفتم که من همینجوری الکی حاضر شده‌ام بدون هیچ تعهدی بیایم با پسر شما زندگی کنم و الان ناراضی‌ام؟ بقیه چه جوابی به من می‌دادند؟ قانون برایم چه کار می‌کرد؟

 

اصلا فکرش را نمی‌کردم زندگی‌ام این همه سیاه شود

کم آورده بودم. هرکس مرا می‌دید از چهره‌ام می‌فهمید چه حالی دارم. دوباره و این بار درب و داغان و به هم ریخته رفتم خانه دایی‌ام و از احوالاتم گفتم. آنقدر لاغر شده بودم که اصلا لازم نبود دهان باز کنم و از شرایطم بگویم.کل امیدم پژمان بود که او هم مرا حسابی دور زده بود. هیچ چیزی برای خودم نداشتم. حتی یک لقمه نان برای خانه نمی‌آورد که حس کنم مسئوولیتی دارد. دوباره به خانه دایی‌ام رفتم. دایی‌ام که همه زندگی‌اش الگوی من شده بود.

وقتی سرشکسته برگشتم توقع داشتم مادرم هوایم را داشته باشد. توقع داشتم حالا که شکست خورده‌ام و نیازمند حمایت عاطفی‌اش هستم، حواسش بیشتر به من باشد. چندبار خودم زبانی گفتم که من حمایت عاطفی‌ات را می‌خواهم اما هیچ چیزی تغییر نکرد. جز اینکه مدام گفت: خودت کردی، می‌خواستی نکنی. از من کاری بر نمی‌آید.

 

به هیچ‌کس اعتماد ندارم

از همه مردها بدم می‌آید. هرکسی سراغم بیاید فرار می‌کنم. حتی اگر بگوید می‌خواهم ازدواج کنیم. دیگر هیچ‌کسی نمی‌تواند اعتماد مرا به خودش جلب کند. من آدمی را دیدم که دکترا داشت. با سواد بود. قربان صدقه‌ام می‌رفت. دوستم داشت اما یکماهه همه چی از هم پاشید. دوستی و ازدواج سفید که هیچ. ازدواجی که اسمش را بیخودی ازدواج گذاشته‌اند. این سبک زندگی هیچ چیز نیست. همه چیزت را می‌دهی اما هیچ‌چیزی به دست نمی‌آوری. یک برگ کاغذ نداری که بروی سراغ قانون ظلمی را که می‌کشی بگویی! تازه همه هم سرزنشت می‌کنند که خودت خواستی!

 

انتهای پیام/



کد آمار