بایگانی‌های اخبار - صفحه 4 از 162 - قیمت انواع گوشی

اگر قطعه ندارید چطور آگهی فروش فوری می‌دهید؟!-قیمت انواع گوشی

به گزارش خبرگزاری فارس، روزنامه جوان نوشت:  این روز‌ها موج انتقاد از صنعت خودروی کشور بالا گرفته و وزیر صمت که وعده هایش در این حوزه محقق نشده، تلاش می‌کند عملکرد ضعیف خودروسازان را که ناشی از تصمیمات غلط این وزارتخانه در تمامی دولت‌ها است، توجیه کند. رضا رحمانی در نشست هم‌اندیشی اعضای شورای عالی استان‌ها بار دیگر به کمبود قطعات الکترونیکی و دانش بنیان خودرو تأکید کرده و صادقانه می‌گوید: اگر چه ادعا می‌کنیم که در خودرو خودکفا هستیم، اما خودرو‌های ما فقط ۸۰ درصد در داخل تولید می‌شوند.
 
وی می‌افزاید: همه خودرو‌های ایرانی اعم از پراید و سمند که بومی‌ترین تولیدات کشور ما هستند، در حوزه قطعات الکتریکی وابسته هستند.

اما مدیرکل تعزیرات حکومتی استان تهران با زیر سؤال بردن پیش‌فروش خودروسازان، ادعای کمبود قطعه را قابل‌قبول ندانسته و می‌گوید: بیشترین حجم شکایات از خودروسازان در تعزیرات حکومتی، مربوط به عدم انجام تعهدات است؛ یعنی خودروساز آگهی‌فروش داده و پول را هم از مردم گرفته، اما به تعهد خود عمل نکرده یا با تأخیر عمل کرده و این مسئله هم شامل خودروسازان و هم واردکنندگان خودرو است.
محمدعلی اسفنانی می‌افزاید: سال گذشته در همین ارتباط ۱۲ هزار پرونده در تعزیرات حکومتی تشکیل شد و طبق اظهارات مسئولان سازمان صنعت، معدن و تجارت، احتمالاً رقمی بین ۱۰ تا ۱۵ هزار پرونده نیز امسال برای خودروسازان تشکیل می‌شود که در تاریخ تعزیرات حکومتی، چنین امری بی‌سابقه است.اگر قطعه ندارند چطور آگهی فروش فوری می‌دهند؟
اسفنانی تصریح می‌کند: فقط در مورد یکی از شرکت‌های خودروساز، ۲ هزار نفر به تعزیرات حکومتی شکایت کردند و گفته شده حدود یک هزار نفر نیز درصدد تنظیم شکایت هستند.

وی می‌افزاید: آنچه پیش از این در مورد غیر‌واقعی بودن کمبود قطعه خودرو عنوان کردم یک بحث کاملاً منطقی است و با منطق سازگاری دارد، زیرا این یک تناقض آشکار است بین اینکه خودروسازان اعلام کنند به خاطر کمبود قطعه امکان تولید ندارند و هزاران اتومبیل را به این بهانه در جا‌های مختلف به صورت ناقص انبار کنند و از سوی دیگر همزمان مجوز فروش فوری بگیرند!

مدیرکل تعزیرات حکومتی استان تهران تأکید می‌کند: اگر ما واقعاً قطعه نداریم و نمی‌توانیم خودرو تولید کنیم، چطور می‌توانیم فروش فوری داشته باشیم؟! معنی فروش فوری چیست؟ دو حالت می‌تواند وجود داشته باشد؛ نخست اینکه پیش از این خودرو‌هایی را تولید و احتکار کردند و به مردم نفروختند و حالا دارند به فروش می‌رسانند.

وی می‌گوید: حالت دوم هم این است که اعلام خودروسازان مبنی بر کمبود قطعه واقعی نیست، یعنی قطعه دارند، اما به خاطر اینکه بتوانند بعد‌ها استفاده کنند، می‌گویند قطعه نداریم؛ به‌ویژه اینکه در ماه‌های گذشته قیمت خودرو اعم از داخلی و خارجی، سیر صعودی غیر‌قابل‌باوری داشته و اگر خودرو به هر دلیلی ناقص بماند، خودرو چند ماه بعد با ارزش افزوده بالاتری به فروش می‌رود.

این مقام مسئول در سازمان تعزیرات حکومتی در واکنش به اظهارات دبیر انجمن خودروسازان که صحبت‌های قبلی او را در تضاد با مشی رئیس قوه قضائیه دانسته بود، تصریح می‌کند: آنچه ما می‌گوییم، همان است که اشاره کردم البته از آقای نعمت‌بخش به عنوان دبیر انجمن خودروسازان بعید نیست که چنین اظهاراتی را بگویید، زیرا از هر کسی به اندازه خودش توقع می‌رود!

دبیر انجمن خودروسازان یک قیاس مع‌الفارق کرده وگفته رئیس قوه‌قضائیه از تولید حمایت می‌کند و حرف‌های من مخالف تولید است! نمی‌دانم چه ارتباطی بین صحبت‌های من و اظهارات رئیس دستگاه قضا وجود دارد و چطور آقای نعمت‌بخش چنین قیاسی کرده‌است؟! زیرا قیاس کاملاً مع‌الفارقی است ضمن اینکه کجا ما خلاف تولید صحبت کردیم؟ اتفاقاً می‌گوییم وقتی مقام معظم رهبری، در نامگذاری سال به رونق تولید تأکید می‌کنند، رونق تولید با تولید کالای باکیفیت و مورد نیاز مردم که بتواند جایگزین کالای خارجی شود، تحقق می‌یابد.

برخورد طلبکارانه خودروسازان با مردم و مسئولان
اسفنانی در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر اینکه آیا تعزیرات با خودروسازان جلساتی داشته یا خیر می‌گوید: فکر نمی‌کنم در طول تاریخ تأسیس تعزیرات حکومتی تاکنون، این تعداد جلساتی که با خودروسازان داشتیم، وجود داشته باشد؛ ما در خود اداره کل تعزیرات استان تهران بیش از ۱۰ جلسه فقط با خودروسازان و واردکنندگان خودرو داشتیم و حرف‌های آنان را شنیده‌ایم و حتی ده‌ها جلسه نیز به‌صورت غیررسمی برگزار شده‌است؛ یعنی مسئولان مربوطه به‌صورت اتفاقی و بدون هماهنگی مراجعه کردند و درباره مسائل موجود صحبت کردیم.

وی می‌افزاید: یک جلسه نیز با حضور خودروسازان با حضور وزیر دادگستری داشتیم که خودروسازان اعلام نگرانی کرده و گفته بودند اگر بخواهیم به آنچه تعزیرات گاهی اوقات حکم می‌دهد، تن بدهیم موجب می‌شود دچار رکود و مشکلات کارگری شویم! مشکلات کارگری هم برای خودروسازان به توجیه خوبی تبدیل شده‌است، یعنی هر زمان که به تعهدات خود عمل نمی‌کنند و وقتی تعزیرات اصرار دارد حکم اجرا شود، خودروسازان بحث کارگری را مطرح می‌کنند و می‌گویند چند هزار کارگر داریم و اگر بخواهید ما را مجبور کنید، حکم را اجرا کنیم، مشکل و بحران کارگری پیدا می‌کنیم! مگر فقط خودروسازان کارگر دارند؟ مگر بناست که هر مجموعه‌ای کارگر دارد به هر روشی که خواست رفتار کند و به تعهدات خود عمل نکند و بعد هم با وجهه طلبکارانه با مردم و مسئولان برخورد کند.

مدیرکل تعزیرات حکومتی استان تهران تأکید می‌کند: البته جلسات دیگری هم در دفتر رئیس سازمان تعزیرات داشتیم و حتی از خط تولید خودروسازان بازدید کردیم و این طور نبوده که فقط با چند گزارش بخواهیم تصمیم بگیریم و کوچک‌ترین نظر منفی نه‌تن‌ها به خودروسازان بلکه به هیچ مجموعه‌ای نداریم.

وی متذکر شد: دست تک‌تک تولیدکنندگان کشور را می‌بوسیم و به این هم افتخار می‌کنیم، اما این امر به آن معنا نیست که اگر کسی تخلفی کرد هیچ اقدامی نکنیم؛ اگر گاهی اوقات حرفی که می‌زنیم، در دفاع از مردمی است که واقعاً مستأصل هستند؛ به‌عنوان مثال افرادی با شرکت‌های خودروساز دیزلی قرارداد عقد کردند و خودروی فرسوده خود را به ثمن بخس یا واقعی فروختند و پول را به حساب خودروساز واریز کرده و قرار بوده یک وامی هم بدهند و خودرو جدید تحویل بگیرند، اما یکسال‌ونیم تا دو سال می‌گذرد و هنوز خودروی خود را دریافت نکرده‌است و خانواده این افراد در تضییق شدید درآمدی هستند و ممر درآمدشان خودرویی بوده که فروخته و پولش را به شرکت خودروساز داده‌بودند و حالا که تعزیرات الزام به تحویل خودرو می‌کند، سخت‌شان است!

اگر احیاناً اصرار داریم که حکمی اجرا شود، باید این طرف قضیه (مردم) هم دیده شود؛ اساساً اشکال کار مدیران ما این است که همه‌جانبه‌نگر نیستند یعنی خودروساز و قطعه‌ساز یا خریدار فقط منافع خود را می‌بینند و کسی که آسیب‌دیده، مورد توجه قرار نمی‌گیرد. اعتراف صادقانه وزیر صنعت؛ حتی در پراید و سمند هم کامل خودکفا نیستیم.
انتهای پیام/

موسیقی؛ طفل بی‌سرپرست فرهنگ! | خبرگزاری فارس-قیمت انواع گوشی

 به گزارش خبرگزاری فارس، وطن امروز نوشت: محمد معتمدی در حالی در سال‌های اخیر به عنوان چهره‌ای ضدانحصار در صنعت موسیقی مطرح شده که پیش از او نیز شخصیت‌های متعددی در دنیای موسیقی از انحصارگرایی در این صنعت سخن گفته بودند؛ خوانندگان و تهیه‌کنندگانی که به‌رغم توانایی بالای هنری و اجرا نتوانسته بودند از مافیای توزیع موسیقی و اجرای کنسرت عبور کنند. انحصار موسیقی در دستان جریانی خاص نه تنها ذائقه مخاطب را به نازل‌ترین حد ممکن رسانده، بلکه مانع از رشد برخی گونه‌های موسیقایی شده است که منفعت اقتصادی و فرهنگی آنها را تهدید می‌کند. عدم نظارت بر بازار موسیقی توسط دفتر موسیقی وزارت ارشاد و ابهام سراسری بازار موسیقی، چالش‌های فرهنگی و اقتصادی فراوانی خلق کرده که هم اکنون برای حل آن چالش‌ها با وضعیت پیچیده‌ای روبه‌رو هستیم.

 حرکت به سوی انحصار جهانی
با نگاهی کلی به ساختار صنعت موسیقی در جهان، به این نتیجه خواهیم رسید 80 درصد بازار موسیقی در جهان تنها در اختیار 4 شرکت است که توزیع محصولات موسیقایی و اجرای کنسرت‌ها را بر عهده دارند؛ انحصاری چندگانه که باعث شده تنها گونه خاصی از موسیقی و جمع معدودی از چهره‌های موسیقایی در جهان مورد توجه قرار بگیرند. این اتفاق نمونه مشابه انحصار در سیستم توزیع و پخش سینمای جهان است، به گونه‌ای که بسیاری از فیلم‌های خلاف جریان اصلی هالیوود امکان روی پرده رفتن و نمایش حداکثری را ندارند. آنچه مشخص است، هدایت شدن جریان موسیقی ایران به سمت انحصار چندگانه‌ای است که قسمتی از جریان بخش خصوصی آن را رقم ‌زده و به مثابه سیستم جهانی در حال برجسته کردن گونه‌های خاصی از موسیقی پاپ و سلبریتی‌سازی برخی چهره‌های موسیقایی است که با ذائقه و فرهنگ ایرانی – اسلامی نسبتی ندارند.

 کنسرت‌های خودمانی
در ساختار صنعت موسیقی ایران توزیع دیجیتال (استریم‌ها، سایت‌های فروش و…) تنها در اختیار چند سایت بوده و توزیع فیزیکی آنها نیز به صورت دی‌وی‌دی آلبوم‌ها به واسطه چند شرکت معدود رقم می‌خورد. این انحصار موجب شده عمده سود فروش آلبوم‌ها به توزیع‌کنندگان و سپس تهیه‌کنندگانی برسد که بتوانند در این ساختار انحصاری نظر یکدیگر را جلب کنند. ماجرای کنسرت اما متفاوت است؛ معدود تهیه‌کننده‌های موسیقی که بیشتر به فعالیت‌های اقتصادی مشغولند، اختیار عمده کنسرت‌های موسیقی را دارند و از همین رو عمده هنرمندانی که با جریان اصلی موسیقی نازل پاپ و مقاصد فرهنگی – اقتصادی آنها فاصله داشته باشند نمی‌توانند براحتی سانس‌های متعدد کنسرت بگیرند. این انحصار حتی در سامانه‌های فروش بلیت نیز مشهود است؛ موضوعی که معتمدی نیز به آن اشاره می‌کند، به گونه‌ای که عمدتا یک سایت فروش متولی تمام کنسرت‌های موسیقی است و امضای قرارداد با این سایت هم محدودیت‌های ویژه‌ای دارد.

 پول‌های غبارآلود
در ایران هیچ‌گونه اطلاعات شفافی از عملکرد اقتصادی موسیقی و منفعت مالی آن وجود ندارد. دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تنها از تعداد مجوز‌های صادره اطلاع دارد. شرکت‌های  موسیقی نیز به دلیل آنچه در قانون به عنوان فعالیت فرهنگی مطرح شده، از پرداخت مالیات معافند.گردش چندصدمیلیاردی کنسرت‌ها و همچنین توزیع و فروش آلبوم‌های موسیقی از نظر دستگاه‌های ناظر پوشیده است. هیچ سامانه جامعه‌ای برای تحلیل اطلاعات اقتصادی و اعلام میزان درآمدها وجود ندارد. از همین رو بسیاری معتقدند بازار ناشفاف موسیقی بهترین نقطه برای جرائم اقتصادی از جمله پولشویی است. نظارت و هدایت این حجم از تراکنش مالی در صنعت موسیقی و قدرت سلبریتی‌سازی انحصارگران آن،  از توان دستگاه‌های ناکارآمدی چون دفتر موسیقی وزارت ارشاد خارج بوده و به نظر می‌رسد نهادهای ناظر دیگری باید برای نظارت و هدایت بازار موسیقی با انبوه مخاطبانش وارد کار شوند. 

 موسیقی؛ طفل بی‌سرپرست فرهنگ
انحصاری که بدان اشاره شد اگرچه شکل گرفته اما تا قوام یافتن آن فاصله بسیاری است؛ همچنان که برخی خوانندگان دور از حلقه انحصار می‌توانند در سانس‌های معدود به برگزاری کنسرت و توزیع آلبوم‌های‌شان اقدام کنند. با این وجود فرآیند مشکوک ذائقه‌سازی برای مخاطبان و انحصار اقتصادی در بازار موسیقی همچنان قدرت اصلی بازار موسیقی را در اختیار دارد. از جانب شورای عالی انقلاب فرهنگی حتی یک سطر نیز پیرامون سیاست‌های کلان صنعت موسیقی تدوین نشده است. تنها 2 قانون اصلی در این باره تصویب شده و به نظر نمی‌رسد تاکنون چندان تلاشی برای کنترل و هدایت بازار موسیقی وجود نداشته است، در حالی که موسیقی یکی از خوراک‌های اصلی مخاطبان رسانه‌ای امروز است. وجود این انحصار و ذائقه‌سازی برای مخاطب بیش از هر چیزی معلول عدم نظارت جدی بر بازار و شفاف‌سازی آن است و نهادهای فرهنگی در نبود اهتمام سازمان‌های دولتی باید این وظیفه را بر دوش بگیرند.
 انتهای پیام/

رمزگشایی دیپلماسی التماسی ترامپ درقبال ایران-قیمت انواع گوشی

به گزارش خبرگزاری فارس، نور‌ نیوز نوشت: اگرچه دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا نظرسنجی‌های منابع و موسسات مستقل در این کشور که نشان از کاهش محبوبیت وی طی ماههای اخیر دارد را رد کرده است، اما نظرسنجی‌های داخلی اعضای کمپین انتخاباتی ترامپ نیز نشان می دهد که او وضعیت خوبی در نزد رای دهندگان آمریکایی ندارد!ً نظرسنجی داخلی کمپین انتخاباتی ترامپ که به تازگی از سوی ABC منتشر شده به خوبی نشان می دهد که وی در دور نهایی انتخابات ریاست جمهوری سال 2020، در مقابل رقیب احتمالی خود یعنی جو بایدن بازنده خواهد بود. 
 این نظرسنجی نشان می‌دهد که ترامپ در ایالتهای کلیدی و تعیین کننده از جو بایدن نامزد احتمالی دموکراتها در دور نهایی انتخابات ریاست جمهوری آینده عقب افتاده است. بر این اساس بایدن در ایالت پنسیلوانیا، ۵۵ درصد آرا را به خود اختصاص داده ، در حالی که ترامپ موفق به کسب تنها ۳۹ درصد آرا شده است. در ایالت فلوریدا نیز بایدن با اختلاف ۷ درصد از ترامپ پیشی گرفته است. در ایالت ویسکانسین( دیگر ایالت خاکستری و کلیدی آمریکا ) نیز بایدن موفق به کسب ۵۱ درصد آرا و ترامپ تنها ۴۱ درصد آراء را به خود اختصاص داده است

ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ توانسته بود با پیروزی در این سه ایالت حساس و کلیدی، بر هیلاری کلینتون رقیب دموکرات خود پیروز شود.

این نظرسنجی معنادار، در ماه مارس صورت گرفته و داده های آن اخیرا منتشر شده است. اعضای ارشد کمپین انتخاباتی ترامپ ضمن تایید این نظرسنجی مدعی شده اند که پس از ماه مارس، موقعیت ترامپ در نظرسنجی ها بهبود یافته است، حال آنکه نظرسنجی های جدیدی که از سوی دانشگاه کوئینیپیاک و دیگر موسسات آمریکایی صورت گرفته ، نشان دهنده عقب‌گرد بیشتر وی در آرای ایالتی است.

به عنوان مثال، ترامپ در نظرسنجی داخلی کمپین انتخاباتی خود در ایالت تگزاس ، با ۲ درصد اختلاف از بایدن پیش بوده است، حال آنکه در نظرسنجی اخیر کوئینیپیاک،با اختلاف ۴ درصد از بایدن عقب افتاده است. در این نظرسنجی، بایدن ۴۸ درصد و ترامپ ۴۴ درصد آرا را به خود اختصاص داده اند.

نکته حائز اهمیت اینکه در اکثر نظرسنجی های صورت گرفته، شهروندان آمریکایی از وضعیت اقتصادی کشورشان در دوران ترامپ نسبتا راضی هستند. این در حالیست که میزان نارضایتی آنها از سیاست خارجی دولت ترامپ به نقطه اوج خود رسیده است. در چنین شرایطی ترامپ برای فرار از مخمصه ای که در حوزه سیاست خارجی آمریکا و به واسطه حضور افرادی مانند جان بولتون و مایک پمپئو ایجاد شده است، چاره ای جز تغییر وضعیت موجود ندارد. رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا به خوبی می داند که اگر فضای حاکم بر سیاست خارجی کشورش ادامه پیدا کند، این موضوع به پاشنه آشیل وی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰ تبدیل خواهد شد. با توجه به این موارد، رمزگشایی از دیپلماسی التماسی ترامپ در مقابل ایران چندان دشوار نیست! رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در صدد خروج از دامی است که وی به دست خود و با خروج از برجام و تهدید و تحریم ملت ایران برای خود ایجاد کرده است.
انتهای پیام/

کدام گناه مانع ورود شهیدان به بهشت می‌شود؟-قیمت انواع گوشی


پیامبر اکرم (ص) پرهیز از گناهی که باعث زندانی شدن شهیدان بر درب بهشت می‌شوند را سفارش فرموده اند.

نقدی برارزش‌های هنری و کارکردهای فرهنگی «ایران‌مال»-قیمت انواع گوشی

به گزارش خبرگزاری فارس، صبح نو نوشت: پرونده پنجمین مرکز تجاری بزرگ جهان و اولین در خاورمیانه، البته با بزرگ‌ترین پرونده تخلفات در کمیسیون ماده ۱۰۰ که رئیس کمیته معماری شورای شهر، بهمن سال گذشته آن را دارای مسائل پیچیده و چندلایه دانسته بود، در نهایت به جریمه ۵۰۰ میلیارد تومانی خاتمه یافته که نقدا هم پرداخت شد؛ پروژه‌ای پرابهام و پرجنجال در اطراف سرمایه‌گذار قدرتمندش که در طول ۵ سال ساخت برای ۲۰ هزار نفر و پس از بهره‌برداری کامل برای حدود ۱۰۰ هزار نفر به طور مستقیم و غیرمستقیم اشتغال ایجاد کرده و خواهد کرد؛ اما شاید بشود از همه این‌ها عبور کرد اگر ارزش‌های هنری یا لااقل کارکردهای فرهنگی مجموعه بهره‌برداری‌شده، راضی‌کننده باشد.

«ساعت حدود ۱۱ صبح است که برای ارضای این کنجکاوی وارد محدوده «ایران‌مال» می‌شوم. راه‌های ناهمواری که با اسپلیت‌های بتنی مدام تنگ و گشاد می‌شوند؛ اتاقک‌های پیش‌ساخته و آلونک‌های سیمانی برای استقرار کارگران و مهندسان. کلاً رنگ محوطه، خاکستری و سیمانی است و معلوم است که برای افتتاح عجله داشته‌اند. گل‌کاری‌های ورودی شمالی می‌خواهد خلاف این مساله را به رخ بکشد اما به محض ورود، غلبه کمی تعداد کارگران به تعداد بازدیدکنندگان فرضیه قبلی را تأیید می‌کند.

بوی چاپ از میان بوی مصالح و خاک، چشم را روی بنرهای بزرگ روی نمای داخلی ساختمان می‌کشد. اغلب مغازه‌ها حتی پیمانکار و اطلاعات ساخت هم ندارند. می‌خواهم راهی تماشای بخش‌های دیدنی شوم که گرافیک محیطی ضعیف و ناکارآمد، مانعم می‌شود. می‌پرسم. به باغ دیدار هدایتم می‌کنند. محوطه‌ای با ورودی مجلل یک کافه با گلاس‌های معکوس آویزان و یک آبشار مصنوعی که آب آبشارهای طبیعی تصاویر تلویزیون را می‌ریزد روی گرانیت‌های مشکی برش‌خورده منتهی به کافه تا یک رودخانه به طول حدود ۳۰ متر محصور با نخل‌های کناری را تداعی کند. دارم به بی‌ربطی وجه تسمیه «دیدار» فکر می‌کنم که نگاهم به «تیمچه حاج‌علی‌اکبر» می‌افتد. اسمش سادگی و ثروت را با هم منتقل می‌کند اما رسمش مجلل‌تر است؛ با چراغ‌های لاله پرتعداد که جای آویزان شدن از سقف انگار لوسترهای زمینی‌اند!

سقف چوبی و ارسی و گچ‌بری‌های سفید و کرم اسلیمی می‌خواهد تزئینات معماری سنتی بومی را القا کند و خبتوضیحات تابلوی معرف ورودی هم تلاش می‌کند به سه زبان فارسی و انگلیسی و عربی بگوید که طراحی تیمچه براساسپلان سنتی اما با تغییراتی رو به جلوست. پلان چلیپا با سه جلوخان شمالی و شرقی و جنوبی که براساس «درون‌گرایی» مختص معماری ایرانی طراحی شده‌اند. «درون‌گرایی» وسط این همه جلوه‌فروشی؟! کارکردش حتماً دیگر القای حیا و تواضع در سازه نیست بلکه جلوه دادن و نمایش این حیاست؛ گویی یک موقعی ساختمان‌ها حیا می‌کرده‌اند و به درون می‌اندیشیده‌اند. الان اندیشیدن به درون را فقط به تماشا می‌گذارند. البته مثلاً تیمچه بزرگ قم، با بزرگ‌ترین طاق‌ضربی ایران که استاد حسن قمی آن را طراحی کرده، بنای به مراتب مجلل‌تر و زیباتری است؛ اما بانی آن، حاج سیدمحمود طباطبایی‌قمی با سرمایه‌گذاری شخصی آن را ساخته است. راستی سرمایه‌گذار اینجا کیست؟

تیمچه شامل چند سراست؛ سرای زمرد یعنی سرای فرش‌های زیبا و لوکسی که با اغلب یک میلیون و ۳۰۰ هزار گره در مترمربع بافته شده‌اند. سرای عقیق یعنی محل فروش مبلمان و دکور منبت و سنگ و فلز؛ عکسبرداری ممنوع است، قیمت‌ها را نزده‌اند و یک قلم میز عسلی کوچک را که می‌پرسم ۶۵ میلیون تومان را با تشر پاسخ می‌گیرم. سرای الماس برای فروش آجیل و خشکبار که پسته ۲۵۰ هزار تومانی آن توی چشم می‌زند. سرای فیروزه، جام‌های نقره و طلاکاری را می‌فروشد که برای یک فرهنگی اهل شعر از همه جذاب‌تر است؛ روی قدح‌های بزرگ، اشعار خیام نوشته شده و از حافظ هم فقط آن‌هایی که به می نوشی و دم‌غنیمت دانستن اشاره دارند. از سرای ابریشم هم فقط یک قلم روسری ساده چاپ دستی را می‌پرسم که قیمت ۷۵۰ هزار تومانی‌اش هر خریداری را ناامید می‌کند.

وقت نماز شده و صدای موسیقی قطع می‌شود اما صدای اذان نمی‌آید. در فکر بیتی هستم که زیر یکی از مقرنس‌های تیمچه دیده‌ام که صدای انگلیسی آسانسور، بیرونم می‌کشد. راهی مسجد پرحاشیه ایران‌مال هستم؛ جایی که آیت‌الله صدیقی حاضر به افتتاح آن نشد اما سردر بخش بانوان مسجد مزین به آیه «لمسجد اسس علی التقوی» است… خب جماعت برقرار است و دست‌کم برخلاف سایر مساجد، بخش بانوان پله نمی‌خورد. سر نماز حواسم به فرش خوش‌نقش امادرشت‌بافی است که بسیار نرم‌تر از هر فرش دیگری، زیر دست و پای آدم بالا و پایین می‌رود و نوارهای ساده سبزی که خط مهرها را مشخص می‌کنند. معلوم است به ایده‌ای برای این مسأله فکر نکرده‌اند و فرش‌های جانمازی هم حتماً تجمل این مسجد را به مخاطره می‌انداخته است. بخش بانوان یک پنج‌ضلعی است که سه‌گوش روبه‌رویی جهت قبله را مشخص می‌کند. نه محرابی، نه کاشی فیروزه‌ای! پرتاب می‌شوم به مسجد امام اصفهان؛ شاهکاری که ورودی‌اش را معمار بنا، زیر طاق کاشی‌کاری‌شده، چنان می‌چرخاند که مسجد به جهت قبله قرار بگیرد درحالی که محور میدان امام با قبله حدود ۴۰ درجه اختلاف زاویه دارد.

مشتاقم نظر امام جماعت را درباره حواشی این مسجد بدانم. از دری که برای متصل کردن خانم و آقا باز شده نگاه می‌کنم مکبر جوانی با لباس مشکی و آبی کارگری ایستاده و سرشانه‌هایش خاکی است. این بار سعی می‌کنم بیشتر روی نمازم تمرکز کنم اما همان یک جمله هم منحرف می‌شود: «خدایا نظرت درباره این مسجد چیه؟» ناگهان یاد «لئا» ی«رهش» می‌افتم؛ یاد امیرخانی. چه پازل پیچیده‌ای است؛ طرفدار توسعه و سرمایه‌داری؛ نگران تهران؛ نظر او درباره اینجا لابد به خاطر شهرداری وقت منفی است و لابد به خاطر شکلی از تجلی سرمایه‌داری و توسعه مثبت؛ اما کدام شکل؟ اگر درهای چوبی و فرش را درز بگیریم، ترکیب سفید و فیروزه‌ای گچ‌بری‌ها، بیشتر شبیه تزئینات معماری کشورهای عربی است. لابد برای آن سلیقه ساخته شده است. نماز، تمام می‌شود و در مرکز بخش آقایان مسجد، یعنی یک هشت‌ضلعی که روی چهار ستون بزرگ قرار گرفته با امام جماعت صحبت می‌کنم. معتقد است که نمی‌شود به این بهانه که فقرا چطور زندگی می‌کنند پروژه‌هایی را که نمایش میراث هنری و فرهنگی ایرانی است، معطل گذاشت چون اولاً همیشه فقیر هست، ثانیاً بانیان ایران‌مال حواسشان به فقرا بوده است و ثالثاً اگر قرار بود همه این‌طور فکر کنند مسجد امام اصفهان هم ساخته نمی‌شد. دوباره سوال از سرمایه‌گذار و منابع مالی به ذهنم هجوم می‌آورد. او اضافه می‌کند که به هم خوردن افتتاحیه و عدم حضور آقای صدیقی هم محصول فشار رسانه‌ها و جنجال‌ها بوده است.

سفرم را با کتابخانه پی می‌گیرم. برخلاف چیزی که گفته می‌شد بعضی‌ها واقعاً کتاب می‌خوانند. قفسه‌ها هم بی‌ترتیب نیست. کتاب‌دارها کتاب‌ها را جلویشان باز کرده اما به روبه‌رو نگاه می‌کنند. به‌نظرم نوعی فرهنگ‌سازی است. از یکی‌شان که می‌پرسم ترتیب قفسه‌ها را توضیح می‌دهد و شفاف‌سازی می‌کند که رده‌بندی دیوئی در حال انجام است. اینجا لااقل فعلاً بیشتر جای خوبی است برای عکاسان گرافیست و عکاسان مدل! تابلوی معرف، کتابخانه را قلب بازار می‌داند. نامش جندی‌شاپور است اما به این دلیل که تداعی‌گر بافت متنوع فرهنگ و دانش جهانی باشد ترکیبی از معماری گوتیک اروپایی و تزئینات معماری ایرانی را برایش درنظر گرفته‌اند. سازه سه‌طبقه را نگاه می‌کنم. معماری گوتیک کاملاً خودش را به رخ می‌کشد. تابلو می‌گوید پلکان شرقی پلکان مجلل ایرانی است اما آن را هم بیشتر در همین ترکیب دیده‌اید. منظورش از تزئینات معماری اسلامی یک نمای شیشه‌رنگی در ایوان غربی است که با توجه به شمایل درون آن، از قضا این یکی هم بیشتر شیشه‌رنگی‌های کلیساهای گوتیک را تداعی می‌کند. سقف کتابخانه شفاف است اما نور برای خواندن این ۷۰ هزار جلد کتاب، واقعاً کم است.

از بخش فرهنگ ملل، پیست یخ و باغ ماهان به سرعت بازدید می‌کنم و هر طبقه شعبه بانک آینده توجهم را جلب می‌کند. می‌پرسم. در تمام ایران‌مال، نه‌تنها شعب بلکه خودپردازها هم به شکل انحصاری در اختیار بانک آینده هستند. روی صفحه خودپردازها، تصویر «تولید ملی» با موتیفی موجز از رنگ پرچم می‌آید و می‌رود. روبه‌روی خودپردازها اما رویسردرمغازه‌ها، نام برندهای خارجی جلوه می‌کند: لوازم آرایش ایزادورا، عینک nau، پوشاک حاتم اوغلو، کفش گریدر، بتیبارکلی، جین‌وست و… فکر می‌کنم که چقدر وجوه هنری و فرهنگی، تحت‌الشعاع اقتصاد چنین پروژه‌ای قرار گرفته است و فکر می‌کنم اگر تمام سازه هم تماماً به سبک صفوی ساخته می‌شد، باز هم بانک آینده با شاه‌عباس و حاج‌محمود طباطبایی، خیلی فرق داشت.

انتهای پیام/

رسم رادمردی در گود پهلوانی زنده است هنوز-قیمت انواع گوشی

تفریح و نشاط؛ معصومه اصغری: زورخانه پیشکسوتان  آتش نشانی آدرس پیچاپیچی ندارد. از خیابان آزادی به خیابان میمنت که بپیچی و تا انتهای آن پیش بروی درب چوبی سرهلالی را می‌بینی که روی کاشی‌های بالا دستش نوشته شده مجموعه ورزشی پیشکسوتان آتش نشانی. هنوز به در کوتاه زورخانه نرسیده‌ایم که پهلوان محمد ربیعی و مرشد به استقبال‌مان می‌آیند. چراغ‌ها روشن می‌شوند و چشم ما به جمال پهلوان‌های تهران قدیم روشن تر. ردیف عکس‌های تکی و سه تایی پهلوانی با همان ژست‌های افتاده‌ای که معروف بود روی دیوار‌ها نشسته  و تا مرشد نشین ادامه پیدا کرده‌اند. پهلوان‌هایی که هر کدام تجسمی از مردی و مردانگی بودند و اخلاق‌شان بیشتر از آن که زبانی باشد عملی بود. شمایلی از مولا علی (ع) را بالاسر مرشد نشانده‌اند. هر کجای زورخانه که باشی این قاب بیشتر از باقی عکس‌ها به چشم می‌آید. در گود زورخانه میزان هر عمل کوچک و بزرگی مرام و منش مولا علی (ع) است. این ساده‌ترین و در عین حال سخت‌ترین درس پهلوانی است. آن‌هایی که سالها توی گود عرق ریخته‌اند می‌گویند تراز با علی(ع) بودن راه روشنی دارد اما به هر کسی پای رفتن به آن را نمی‌دهند.

 

 

    آخرین گلریزان سهم سیل زده‌ها شد

 مثل همیشه عکس جهان پهلوان تختی از باقی پهلوان ها آشناتر می‌زند، اما خوب که در این قابخانه دوار سیر می‌کنم چهره‌های پهلوان مهدی قصاب و پهلوان آقا سید حسن رزاز  را هم از باقی هم پالگی‌های‌شان تشخیص می‌دهم.

 

پهلوان محمد ربیعی با 45 سال سن پا در جای پای پدرش گذاشته و این روزها به جز اداره زورخانه آتش نشانی به آموزش ورزش باستانی برای نوجوانان هم مشغول است. خاطره‌های کودکی‌اش با یاد و نام همین پهلوان‌ها تنیده شده و از همان نوجوانی فهمش شده که بی‌مرام آن‌ها زندگی برایش چنگی به دل نمی‌زند:« از کودکی به همراه پدرم پهلوان عبدالله ربیعی در زورخانه فرحزاد تمرین می‌کردم. اقبال این را داشتم که از نزدیک با مرام پهلوان‌های آن زمان آشنایی پیدا کنم. مهربانی‌های آنها به دیگران مثال زدنی بود. همین جوانمردی‌ها من را پاسوز گود زورخانه کرد و خیلی زود مرحله انتخاب مهم زندگی‌ام را از سر گذراندم.»

 

پهلوان ربیعی می گوید آخرین گلریزان زورخانه برای کمک به مردم استان‌های سیل زده انجام شده است: «روزهایی که این سنت نیک در اینجا برگزار می‌شود زورخانه صفای دیگری پیدا می‌کند. فضای اینجا به غایت معنوی می‌شود و احساس می‌کنیم با این که کم مقدار هستیم به مولای متقیان امیر المومنین (ع) و اهل بیت نزدیکی بیشتری پیدا کرده‌ایم. امیدواریم دانش آموز این مسیر باقی بمانیم و این زورخانه‌ها همچنان مثل گذشته منشاء خیر و برکت برای همه مردم عزیزمان باشند.»

 

یادی از یادگارهای مهدی قصاب

ازپهلوان  مهدی قصاب و جوانمردی‌هایش که حرف می‌رود سری تاب می‌دهد و می‌گوید نظیر او را کمتر دیده است :«خدا مهدی قصاب را رحمت کند. ایشان از دوستان نزدیک پدرم بود. قصابی در گذر آل آقا داشت که نزدیک محله سرپولک بازار بود. آن دوره هر کسی زور بازو داشت می‌توانست سوار یک محله شود و هرچه می‌خواهد به دست آورد. اما پهلوان قصاب اهل این حرف‌ها نبود. از این که جایی درگیری شود بیزار می‌شد. تا این را می‌شنید کرکره مغازه را پایین می‌داد و پای درگیری می‌رفت و قائله را ختم به خیر می‌کرد.» ربیعی می‌گوید پهلوان‌ها هر شغلی داشتند آن را با مرام زورخانه‌ای پیش می‌بردند و رفتارشان داد می زد که آن‌ها سال‌ها با افتادگی در این گودها عرق ریخته‌اند تا به نفس خودشان مسلط شوند:«آقا پهلوان مهدی هیچ وقت حرفی از بذل و بخشش‌هایش نمی زد اما همه می‌دانستند که هیچ نیازمندی دست خالی از مغازه او بیرون نمی‌رفت. حواسش به همسایه‌ها و علی‌الخصوص جوان‌ها بود. در یک کلام می‌توانم بگویم همه این پهلوان‌ها مایه آرامش و آسایش مردم بودند و حضور و نفس حقی که داشتند خیال یک جماعت را راحت می‌کرد.»

 

 

زورخانه‌ها محل رجوع نیازمندان بود

 نصرالله حدادی محو کباده کشیدن پهلوان در گود شده است.گوش به ضرب مرشد برای‌مان از فضای معنوی زورخانه‌ها می‌گوید :« تا همین چند دهه پیش هر محله برای خودش صاحب یک یا چند زورخانه بود. درست مثل این که هر محله یک مسجد داشته باشد. حضور پهلوان‌ها در بین مردم الزامی بود. این پهلوان‌ها از جای خاصی نمی‌آمدند و به کارهای ویژه‌ای مشغول نبودند. در واقع آن‌ها همان بچه‌هایی بودند که پای میل برداشتن و کباده کشیدن پهلوان‌های قبلی قد کشیده بودند و خوی و مرام آن‌ها درس زندگی‌شان شده بود. پهلوان‌ها در کوچه و بازار بین مردم زندگی می‌کردند و محل رجوع اهالی محله‌ها بودند» مورخ رسم و رسوم تهران قدیم می‌گوید زورخانه‌ها مثل مساجد برای مردم تقدس داشتند: « بین مساجد و زورخانه و قهوه‌خانه‌ها الفتی بود. این سه مکان محل رجوع مردم بود و در آن‌ها همین پهلوان‌ها و رادمردان با حضورشان گره از کار مردم باز می‌کردند. یکی از زیباترین رسم‌هایی که در همین زورخانه‌ها پا گرفت و بعدها در مساجد و قهوه‌خانه‌ها هم پی آن گرفته شد برگزاری مراسم گلریزان برای نیازمندان آبرومند بود. پهلوان‌ها مردم را به زورخانه دعوت مى‌کردند و بی آن که نامی از نیازمند ببرند سفره‌ای در اتاقی انداخته می‌شد هرکسی به آنجا می‌رفت و مبلغی که وسعش به آن می‌رسید را هدیه گلریزان می‌کرد.گاهی حتا عده‌ای که نیازمند بودند مبلغی از زیر سفره بر می‌داشتند و کسی خبردار نمی‌شد. به این شکل افتاده‌ها بی سر و صدا و با آبرو دوباره از جا بلند می‌شدند. پهلوان‌ها این طور هوای مردم را داشتند. این نوع بخشش در خفا را از مولا علی (ع) یاد گرفته بودند و به این شکل زیبا آن را ترویج می‌کردند»

 

 

وقتی از استاد حدادی دعوت می‌کنند که برای عکس انداختن به گود برود این دعوت را پس می‌زند و می‌گوید هر کسی با هر لباسی نباید در این گودها چرخ بزند:«در زورخانه‌ها هر رفتار کوچک پهلوان‌ها قصه‌ای پس خود داشت. جالب است بدانید کنار گود کاسه‌ای مسی می‌گذاشتند که  پهلوان‌های خسته از ورزش سنگین آب دهان‌شان را در آن می‌ریختند و همان جا با پارچه‌ای عرق‌شان را از تن می‌گرفتند.کسی که به گود وارد می‌شد پای همین کاسه ورزش را شروع می‌کرد و این نشان از افتادگی و تواضع داشت. لباس پهلوانی کم از لباس احرام نداشت. چون پهلوان کسی بود که اول بسم الله باید با نفس خودش کشتی می‌گرفت. هر کسی به گود وارد می‌شد طهارت داشت  با وضو به آن پا می‌گذاشت. با هر لباسی مجاز نیستیم به این گودها وارد شویم و حفظ این سنت‌ها به عهده کسانی است که از این منش‌های جوانمردی خبردارند و باید آن را به بقیه هم گوشزد کنند.»

 

قرابت بین آتش نشانی و مرام پهلوانی

عکس شهدای آتش نشانی کنار دست نامی‌ترین پهلوان‌ها نشانده شده است. جلال ملکی می‌گوید همه آتش نشان‌ها مرام پهلوانی دارند و از خودگذشتگی به خاطر دیگران از درس‌های جوانمردی است: «خوشبختانه استقبال خوبی از زورخانه آتش نشانی شده است. بسیاری از آتش نشانان ما با همان روحیه پهلوان مسلکی به این گود می‌آیند و با ورزش جسم و روح‌شان را ورزیده‌تر می‌کنند. قرابت زیادی بین آموزه‌های ورزش باستانی و شغل آتش نشانی وجود دارد. پهلوان‌ها خیرخواه مردم بودند و آتش نشانان هم به اندازه‌ای به هم نوعان‌شان عشق می‌ورزند که حاضرند جان‌شان را برای آن‌ها تا پای مرگ به خطر بیندازند» سخنگوی سازمان آتش نشانی از نوجوانی شیفته گود زورخانه شده و دستی در آتش ورزش باستانی دارد. با این که در یک عملیات از ناحیه کتف آسیب دیده میل‌های سنگینی بلند می‌کند و شروع به ورزش کردن می‌کند: «زورخانه سازمان آتش نشانی تنها ویژه کارکنان این سازمان نیست و همه شیفتگان این ورزش می‌توانند در ساعت تمرین پهلوانان مهمان این زورخانه شوند.»

 

ورزش باستانی را مهجور نکنیم

بیشتر آن‌هایی که پاسوز صفای زورخانه‌های پایتخت شده‌اند مرشد مجتبی تورده را به خوبی می‌شناسند. صدای گرمی دارد و ورد زبانش نام نامی مولا علی (ع ) است. سال‌هاست با رقص انگشت‌های او روی پوست ترد و کشیده ضرب‌ها پهلوان‌ها علی گویان میل برداشته و در گود مقابل چشم‌هایش رسم راد مردی آموخته‌اند. مرشد تورده با افتادگی و تواضع همیشگی‌اش  می‌گوید اینجا کاره‌ای نیست و کار اصلی را آن‌هایی می‌کنند که جوان‌های این نسل را با ورزش باستانی آشنا می‌کنند: «از این که می‌بینم پهلوان ربیعی آموزش جوان‌ها را به عهده گرفته لذت می‌برم. همه ما وظیفه داریم این رشته ورزشی را از مهجور بودن در بیاوریم و به نسل جدید معرفی کنیم. آداب این ورزش ریشه در هویت و پیشینه ما دارد و زنده نگاه داشتن این رسوم باعث ترویج اخلاق در نسل‌های امروزی‌مان می‌شود»

 

بازدید از زورخانه  

بازدید از زورخانه شهدای آتش نشانی برای عموم آزاد است. اگر هوس شنیدن صدای گرم مرشد و روی شنو رفتن و میل برداشتنها و کباده کشیدن‌های پهلوان‌ها را دارید می‌توانید در سه روز زوج هفته  از ساعت ۱۸ تا هنگام اذان مغرب  مهمان این زورخانه شوید.

 

مسیرهای دسترسی

زورخانه آتش نشانی در خیابان آزادی و انتهای خیابان میمنت قرار گرفته است. برای رفتن به این زورخانه می‌توانید از ایستگاه متروی آزادی استفاده کنید. خطوط سامانه اتوبوسرانی و تاکسیرانی در خیابان آزادی هم به راحتی می‌توانند شما را به خیابان میمنت برسانند.

انتهای پیام/

 

چرا موزه‌ها تبدیل به انبار شده‎‌اند؟/ درخواست مدیرکل امور موزه‌های کشور برای ارائه راهکار کاربردی-قیمت انواع گوشی


مدیرکل امور موزه‌های کشور درخواست راهکار کاربردی برای خروج موزه ها از انبار کرد.

پویش کتابخوانی روش خوبی برای کتابخوان کردن مردم نیست/ ادبیات به برنامه‌ای چالشی نیاز دارد-قیمت انواع گوشی


رضایی گفت: پویش کتابخوانی شیوه خوبی برای افزایش سرانه مطالعه در کشور نیست.

فیلمی با بازی لیلا اوتادی در راه جشنواره کودک و نوجوان-قیمت انواع گوشی


عباس اکبری از آخرین وضعیت آماده‌سازی فیلم سینمایی با نام موقت «خر‌ها آدم نمی‌شوند» برای نمایش در جشنواره کودک و نوجوان گفت.

کدام گناه، شهیدان را بر درب بهشت زندانی می‌کند؟-قیمت انواع گوشی

پیامبر اکرم (ص) پرهیز از گناهی که باعث زندانی شدن شهیدان بر درب بهشت می‌شوند را سفارش فرموده اند.



کد آمار