قیمت انواع گوشی - صفحه 11 از 223 - قیمت بروز

چرا آمریکایی‌ها به تحریف تاریخ علاقه دارند؟-قیمت انواع گوشی

به گزارش خبرگزاری فارس، وطن امروز نوشت: درست در روزهایی که بسیاری از مخاطبان سریال‌های روز جهان در بهت و حیرت از پایان‌بندی عجیب و غریب سریال پرمخاطب «بازی تاج‌وتخت» بعد از چند فصل کشمکش میان خاندان‌های مختلف دنیای وستروس بر سر رسیدن به تخت آهنین بودند، شبکه آمریکایی HBO با انتشار یک مینی‌سریال پرسروصدا در ارتباط با فاجعه چرنوبیل، خاکسترهای روی آتشی را که سال‌ها پیش در ظاهر خاموش شده بود کنار زد تا با «روایت آمریکایی فاجعه چرنوبیل» تصویر مورد نظر خود را از یکی از مهم‌ترین دشمنان دیرینه‌اش، یعنی روس‌ها به جهان ارائه کند. تصویری زیرکانه از دشمنی در ظاهر نادان که زمینه‌ساز یک فاجعه انسانی شده است. اما «چرنوبیل» در حالی با پروپاگاندای رسانه‌ای تبدیل به سریالی مورد توجه شد که نمونه‌هایی به مراتب بدتر از فاجعه چرنوبیل در داخل آمریکا به وقوع پیوسته است و آمریکایی‌ها با ارائه روایت‌های مخدوش حقایق آنها را وارونه نشان داده‌اند.
 این گزارش درباره یکی از نمونه‌های این موضوع است.

هولوکاست فراموش‌نشدنی آمریکایی!

19 آوریل 1993 منطقه ویکو در منطقه الک در ایالت تگزاس ایالات متحده آمریکا شاهد فاجعه‌ای بود که یک نسخه تمام‌عیار و «واقعی» از فاجعه هولوکاست بود. اگر افسانه هولوکاست در دوره جنگ دوم جهانی صرفا به روایت‌های بدون سند یهودیانی محدود می‌شد که برای غصب زمین‌های فلسطینیان به دنبال بهانه و مقصری می‌گشتند اما این هولوکاست واقعی در مقابل دیده جهانیان و دوربین رسانه‌ها به وقوع پیوست. پیروان یکی از فرقه‌های مسیحیت که از آنها تحت عنوان «فرقه داوودیه» یاد می‌شد، به واسطه حمله FBI  به کلیسای محل تجمع‌شان، زنده زنده در آتش افروخته شده توسط نیروهای امنیتی دولت آمریکا سوختند؛ یک تراژدی تمام‌عیار انسانی که در نهایت دولت آمریکا با «ماستمالی» همیشگی خود دلیل این اقدام سرکوبگرانه را نگرانی‌های خود از وضع بهداشتی محل اقامت داوودیان و جلوگیری از آزار و اذیت کودکان از سوی دیوید کورش، رهبر این فرقه و نیز طولانی شدن مدت زمان ماموریت و محاصره و در نتیجه خسته شدن ماموران FBI  عنوان کرد.

همه مقصرند، الا آمریکا!

هرچند آمریکایی‌ها که پس از وقوع این فاجعه و در شرایطی که تحت فشار افکار عمومی بودند، با برگزاری چند دادگاه صوری و با این بهانه که ادله کافی برای بررسی موضوع وجود ندارد به نوعی مقصران این ماجرا را تبرئه کردند اما این مانع از آن نشد تا آنها برای اصلاح تصویری که از دولت و نیروهای امنیتی آمریکا به جهان مخابره شده بود، دست به کار نشوند؛ اتفاقی که خروجی آن شکل گرفتن بحث‌هایی ضدونقیض در ارتباط با کاراکتر دیوید کورش، رهبر فرقه داوودیه بود که در نهایت بیش از همه به مقامات آمریکایی کمک کرد تا وقوع این فاجعه انسانی را توجیه کنند. البته این تصویرسازی رسانه‌ای محدود به رسانه‌های مکتوب و مجازی و تلویزیونی نماند و ساخت سریال «Waco» در سال 2018 در ارتباط با این فاجعه نیز یکی دیگر از قطعات پازل آمریکایی‌ها برای ارائه روایتی آمریکایی از یک فاجعه است؛ روایتی که شاید کمی آمریکا را هم در وقوع فاجعه مقصر نشان دهد ولی در نهایت متهم اصلی، دیگری است!

نبرد روایت‌های آمریکایی با سایر روایت‌ها

در نگاه اول تصویری که کمپانی آمریکایی پارامونت به عنوان سازنده سریال «Waco» از ماموران امنیتی آمریکا نشان می‌دهد، تصویری در راستای حمایت از مظلومیت کشته‌شدگان این فاجعه است ولی واقعیت آن است که در زیر این دستکش مخملی، دستی از چدن پنهان شده است! روایت آمریکایی‌ها در عین آنکه از رهبر فرقه داوودیه تصویری کاریزماتیک ارائه می‌کند، او را فردی زنباره، تندخو و متوهم نشان می‌دهد که توانسته صرفا به واسطه قدرت کلامش، از سادگی گروهی از مردم سوءاستفاده کند؛ فرقه‌ای که قوانین آمریکا را زیر پا گذاشته و در نهایت راهی جز مواجهه خشن با خود را برای آمریکا باقی نگذاشت. البته سریال سعی کرده در یک بده‌بستان منطقی چهره پیروان فرقه داوودیه را چهره‌ای انسانی نشان دهد و در سوی دیگر علاوه بر مامور رئوف و خوش‌قلب FBI که مسؤول مذاکره است، حتی نماد خشونت سریال نیز در نهایت از فاجعه رخ‌داده متاثر می‌شود تا برآیند کلی اثر تصویری بشردوستانه و عدالت‌طلبانه از نیروهای آمریکایی به مخاطب ارائه کند.

چرا آمریکایی‌ها به دروغگویی علاقه دارند؟

«Waco» یکی از صدها نمونه از سریال‌هایی است که آمریکایی‌ها در این سال‌ها برای اصلاح چهره خود یا تخریب چهره حریف تولید کرده‌اند. سریال «چرنوبیل» درواقع روی دیگر سکه‌ای است که می‌خواهد با ساخت آثاری همچون«Waco» تصویری متفاوت از دشمنان آمریکا را در ذهن مخاطبان جای بدهد؛ در حالی که ممکن است یک روز این دشمن روس‌ها باشند و یک روز گروهی از شهروندان آمریکایی! برخلاف تصور برخی کارشناسان و سیاستمداران ایرانی که با ذوق‌زدگی اقدام به تعریف و تمجید از سریال‌هایی همچون «چرنوبیل» می‌کنند، حقیقت آن است که آنچه به عنوان واقعیت‌های تاریخی در این سریال‌ها به خورد مخاطب داده می‌شود، تنها روایتی آمریکایی از اتفاقات است؛ روایت‌هایی که در آنها همیشه دشمنان آمریکا، دشمنان بشریت هستند و این آمریکاست که باید ناجی بشریت باشد. حتی اگر این دشمنان گروهی از زنان و کودکان بی‌دفاع آمریکایی  باشند که سرنوشت تلخ‌شان سوختن در آتشی باشد که نیروهای امنیتی آمریکا باعث و بانی شعله‌ور شدن آن هستند!
انتهای پیام/

ایران برای جذب هر گردشگر خارجی چقدر خرج می‌کند؟-قیمت انواع گوشی

به گزارش خبرگزاری فارس، ایسنا نوشت: پس از سال‌ها مسکوت ماندن رقم بودجه تبلیغات و بازاریابی گردشگری ایران و اشاره‌های مختصر و کلی مسؤولان به بودجه‌ای که گاه عدد آن به صفر نزدیک بود، سرانجام علی‌اصغر مونسانبه مبلغ پایین این بودجه واکنشی اعتراضی نشان داد و گفت که «در بسیاری از کشورها به ازای هر گردشگر 1.7 الی 2.2 دلار برای تبلیغات گردشگری هزینه می‌شود، اما متأسفانه در ایران هزینه این تبلیغات به چند سِنت هم نمی‌رسد.»

رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به بودجه دولتی ایران برای بازاریابی، تبلیغات و اطلاع‌رسانی گردشگری هیچ اشاره مستقیمی نداشت، اما محمدابراهیم لاریجانی مدیر دفتر بازاریابی و تبلیغات گردشگری گفت: بودجه مصوب بازایابی و تبلیغات گردشگری ایران در سال 97 حدود 30 میلیون تومان بوده است که با این حساب، معادل ارزی سرانه بودجه جذب هر گردشگر خارجی حدود 30 سنت می‌شود، حالا اگر بودجه تخصیص یافته و یا مبلغ واقعی که با این عنوان به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری داده شده است را در نظر بگیریم، سرانه این بودجه به «یک سنت» می‌رسد.

اگر رقم بودجه کلی که مدیر دفتر بازاریابی و تبلیغات سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری اعلام کرده است، با ارز دولتی (که در سال 97 به مبلغ 4,200 تومان اعلا شد) محاسبه شود، بودجه تبلیغات و بازاریابی ایران در سال 97 حدود 3500 دلار می‌شود و اگر نرخ محاسبه آن ارز نیمایی باشد، رقم این بودجه به حدود 7 هزار دلار می‌رسد. این درحالی است که گزارش «مقایسه بودجه دولتی کشورها در زمینه بازاریابی گردشگری» که سازمان جهانی جهانگردی در سال 2010 آن را منتشر و سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به آن استناد کرده، بودجه دولتی تبلیغات و بازاریابی کشورها را از 2 میلیون تا 151میلیون دلار اعلام کرده است.

گزارش سازمان جهانی جهانگردی که پایه مستندات و محاسبات سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری است، 9 سال پیش تهیه شده که با توجه به رشد سریع گردشگری در برخی قاره‌ها مثل آسیا و جهش رتبه‌ای کشورهایی چون مکزیک، ژاپن، ترکیه، مصر، ویتنام و گرجستان این ارقام و سرانه بودجه‌های تبلیغاتی حتماً با تغییراتی همراه شده است.

مدیر دفتر بازاریابی و تبلیغات گردشگری به ایسنا گفت: سازمان جهانی جهانگردی در آن گزارش کشورها را براساستعداد گردشگر و بودجه‌ای که صرف تبلیغات و بازاریابی شده به سه دسته «پیشرو»، «موفق و نوظهور گردشگری» و «خواهان موفقیت» تقسیم کرده است؛ گروه نخست کشورهایی مثل فرانسه، اسپانیا، آلمان، انگلیس و اتریش یا همان Top Ten هستند که تعداد گردشگران‌شان متجاوز از 30 تا 80 میلیون نفر بوده و به ازای جذب هر گردشگر بین یک تا دو دلار هزینه می‌کنند. بودجه دولتی تبلیغات این کشورها در سال 2010 از 40 میلیون تا 97میلیون دلار بوده است.

او به دسته دوم یا کشورهای موفق و نوظهور گردشگری که در یک دهه اخیر، رشد گردشگری آن‌ها سریع بوده است، اشاره کرد و درباره وضعیت بودجه تبلیغات و بازاریابی آن‌ها در سال 2010، توضیح داد: سرانه بودجه جذب هر گردشگر خارجی در کشورهایی چون استرالیا، آفریقای جنوبی، برزیل، مکزیک، کره جنوبی و مالزی بین 4 تا 10دلار بوده است. کل بودجه دولتی بخش تبلیغات در این کشورها از 40میلیون تا 151 میلیون دلار بوده است.

لاریجانی افزود: کشورهای خواهان موفقیت مثل قبرس، باهاما، مالت، نیوزیلند و سریلانکا نیز از 10 تا 46 دلار برای جذب هر گردشگر هزینه می‌کنند که بودجه کلی آن‌ها از 5 میلیون تا 112 میلیون دلار بوده است.

مدیر دفتر بازاریابی و تبلیغات گردشگری به دسته چهارم با عنوان «مقصدهای خاورمیانه» که شامل کشورهای اردن و یمن می‌شود و سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آن را به دسته‌بندی سازمان جهانی جهانگردی اضافه کرده است، اشاره کرد و گفت: سرانه بودجه این کشورها برای جذب هر گردشگر 4 تا 5 دلار بوده که بودجه کلی آن‌ها در بخش بازاریابی و تبلیغات از 2 میلیون تا 15 میلیون دلار بوده است.

لاریجانی اظهار کرد: گزارش مقایسه بودجه دولتی تبلیغات و بازاریابی کشورها در اختیار آقای مونسان قرار داده شد که بر همین اساس وضعیت بودجه تبلیغات ایران را نامناسب ارزیابی کردند و نسبت به آن معترض شدند. نسخه‌ای از این گزارش به خواست رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری برای رئیس‌جمهور نیز فرستاده شده است.

دفتر برنامه‌ریزی و بودجه سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در سال 96 نیز گزارشی را به منظور متقاعد کردن مجلس و سازمان برنامه و بودجه برای افزایش رقم بودجه بازاریابی و تبلیغات تهیه کرد که در بخشی از آن آمده است: «نظر به این‌که پایین‌ترین هزینه سرانه بازاریابی و تبلیغات بین‌المللی گردشگری در میان کشورهای خواهان موفقیت 8 دلار و بالاترین آن 40 دلار برای هر گردشگر ورودی است، با در نظر داشتن شرایط اقتصادی کشور، در گام نخست رقم 13 دلار به عنوان معیار عمل برای هزینه سرانه بازاریابی و تبلیغات بین‌المللی گردشگری ایران در نظر گرفته شده که با فرض هدف‌گذاری جذب 6.5 میلیون گردشگر خارجی در سال 1397ضروری است حداقل مبلغی در حدود 84.5 میلیون دلار بودجه به این امر اختصاص داده شود.»

دفتر برنامه‌ریزی و بودجه سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در آن گزارش اعلام کرده است که طبق «بودجه مصوب» این سازمان در سال 96، سرانه جذب هر گردشگر خارجی رقمی در حدود 40 سنت بود. با این وجود به نظر می‌رسد دستگاه‌های تصمیم‌گیرنده درباره ضرورت افزایش بودجه تبلیغات متقاعد نشده‌اند، آن‌چنان که گزارش دفتر بازاریابی و تبلیغات گردشگری نیز مؤید این است که با وجود تعداد گردشگران خارجی که علی‌اصغر مونسان جمعیت آن‌ها در سال 97 حدود 7 میلیون و 800 هزار نفر اعلام کرده اما کل بودجه تبلیغات در آن سال، 30 میلیون تومان (حدود 3500 دلار)، سرانه بودجه جذب هر گردشگر خارجی طبق بودجه مصوب، 30سنت و مطابق بودجه تخصیص یافته، یک سنت بوده است.

و این نشان دهنده غفلت در مورد بودجه تبلیغات و بازاریابی گردشگری است که در شرایط فعلی و تحریم باید بیشتر به آن پرداخته شود.
انتهای پیام/

خدا قبل از شهادت فرزندم صبر این مصیبت را به من داده بود-قیمت انواع گوشی

به گزارش خبرگزاری فارس، کیهان نوشت: اسماعیل متولد سال 57 بود و در 24 تیر 86 به شهادت رسید. شهید فرزند دوم خانواده بود، از 14 سالگی بسیجی شد و چون دوست داشت وارد سپاه شود، بعد از دیپلم به دانشکده امام حسین (ع) اصفهان رفت. لیسانسش را در آنجا گرفت و هم زمان ازدواج کرد و خدا به او یک پسر داد که در زمان شهادت پدرش تنها چهار سال سن داشت و امسال اول دبیرستان است.

وقتی درسش تمام شده بود به او گفته بودند بیا و در فرودگاه تهران مشغول به کار شو که او گفته بود نه من شلوغی را دوست ندارم، من به شهر خودمان می‌روم. اسماعیل خودش شغلش را انتخاب کرد و من هم مخالفتی نکردم؛ اما فکر نمی‌کردم شهید شود.

بنده چهار دختر و دو پسر دارم که پسر دیگرم هم وارد سپاه شد و گفت می‌خواهم راه برادرم را ادامه دهم.

پدر اسماعیل نظامی بود به همین دلیل هم او در تهران به دنیا آمد، آن روزها نزدیک انقلاب بود و حکومت نظامی، وقتی رفتم دکتر گفتند به زودی فرزندت به دنیا می‌آید و وقتش که رسید زنگ بزنید آمبولانس شما را بیاورد، ما زنگ زدیم به آمبولانس؛ اما دیدیم نمی‌توانند بیایند، بنابراین با تاکسی رفتم بیمارستان اقبال تهران ساعتی نکشید که به دنیا آمد.

خصوصیات اخلاقی 

اخلاق پسرم نمونه بود و به همه کمک می‌کرد؛ البته نه از لحاظ مالی چون مالی نداشت، به من هم کمک می‌کرد.

موقعی که شهید شد پدر و مادرم بیشتر از ما ناراحت شدند چون خیلی هوای آن‌ها را داشت، مادرم می‌گوید وقتی از مدرسه می‌آمد اگر ظرف نشُسته‌ای را در ظرفشویی می‌دید آستین‌هایش را بالا می‌زد، آنها را می‌شست و می‌گفت امروز شام یا ناهار را من درست می‌کنم، تو استراحت کن، یا اگر می‌دید مادرم در حال لباس شستن است او را به کناری می‌برد و خودش لباس‌ها را می‌شست. هم چنین او همسایه فلجی داشت که به او کمک می‌کرد.

وقتی آمدیم زابل در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کرد، حتی همسر و فرزندش را هم با خود می‌برد.

حدود پنج ماه قبل از شهادت به گلزار شهدای شهرستان نیمروز آمدیم زیارت عاشورا خواندیم و بعد هم برای همه شهدا شمع روشن کرد.

مانند اسماعیل قربانی شد

هاجر آرژنگ با اشاره به قضیه قربانی شدن حضرت اسماعیل عنوان کرد: چون نام من هاجر بود، نام او را اسماعیل گذاشتم، او هم مانند اسماعیل قربانی شد.

در همان ابتدا که سر کار رفته بود همکارانش که او را دیده بودند به خاطر اخلاق و رفتار خوبش می‌گفتند فکر نمی‌کنیم اسماعیل بیشتر از 2-3 هفته بماند…

در روز شهادتش هم نوبت او نبوده که برود و باید یک سرباز می‌رفته؛ ولی به او می‌گوید تو سر پست بوده‌ای و خسته‌ای، تو بمان، من خودم می‌روم.

نشانی از حضرت زهرا

پسرم مانند حضرت زهرا(س) پهلو و دستش تیر خورده بود، یک بار هم در مسجد آجری که برای بسته شدن پنجره گذاشته بودند روی سرش افتاد و سرش شکاف برداشت و این دو نشانه را از ایشان داشت.

اسماعیل دو هفته بود که از دانشگاه امام‌حسین‌(ع) فارغ التحصیل شده بود، اشرار در مسیر حرکت بین زاهدان و خاش کمین زده بودند، و تیپی را که می‌خواسته از ایرانشهر به زاهدان بیاید در کمین آنها گرفتار می‌شود و 11 نفر از جمله اسماعیل به شهادت می‌رسند.

چادر خاکی حضرت زینب(س) و صبر زینبی

مادر شهید یزدان‌پور اظهار داشت: مدتی قبل از اینکه او شهید شود در عالم خواب دیدم که یک عرب یک لباس بلند سفیدی به من داد و گفت بیا این چادر را حضرت زینب(س) به تو داده‌اند، من در همان عالم خواب گفتم آیا این چادر بر سر حضرت زینب بوده؟ گفتند تو آن را بردار، اگر از کمر به پایین خار و خاشاک داشته باشد حتما همان چادر است و اگر تمیز باشد که نبوده. من چادر را گرفتم و دیدم که از کمر به پایین همه خار و خاشاک است، چادر را گرفتم و محکم در آغوش گرفتم و‌گریه کردم و گفتم این همان چادر است. من این خواب را نشانه این می‌دانم که خدا صبر شهادت پسرم را زودتر به من داده است. 

اطلاع از شهادت

وی در ادامه خاطرنشان کرد: پنج شنبه بود که شهید شده بود و جمعه به ما خبر دادند و گفتند بیا برویم زاهدان، پدر و مادر من هم به مکه رفته بودند و مردم را دعوت کرده بودیم و شنبه استقبال داشتیم، به یکی از اقوام زنگ زدیم که دعوتش کنیم گفت فرزندم تیر خورده و زخمی شده و در بیمارستان زاهدان هستم، غافل از اینکه پسر من هم با او بوده است.

چند ساعتی که گذشت همسرم گفت‌ای وای این دو تا با هم در یک محل سر کار بوده‌اند، زنگ بزنیم ببینیم حال اسماعیل چطور است، زنگ زدیم و او گفت حال اسماعیل خوب است، ماموریتی داشته و برای همین برای انجام آن رفته است. سرکارش هم زنگ زدیم، گفتند فلان جا است و خیالمان راحت شد. به برادرم که در زاهدان بود زنگ زدیم گفت یک اسماعیل هست اما فامیلی او زارعی است؛ ولی بعد به ما زنگ زدند و گفتند که زخمی شده که ما رفتیم دیدیم که شهید شده است.

امانت را تقدیم صاحبش کردیم

دوری فرزند برای انسان خیلی سخت است، اگر کسی حرف کوچکی به او بزند خیلی ناراحت می‌شویم، چه برسد به اینکه شهید شود؛ ولی این کار خداوند است، او فرزند را به عنوان امانت به ما داده و باید به خوبی از این امانت نگهداری کنیم، حال خدا خواسته آن را پس بگیرد، ما هم آن را تقدیم خدا کردیم.
انتهای پیام/

روایتی از زندگی شهید بلباسی منتشر می‌شود-قیمت انواع گوشی


روایت زندگی شهید مدافع حرم محمد بلباسی از کودکی تا شهادت، به زودی منتشر می‌شود.

نمایشی از مدل اطلاع‌رسانی موفق-قیمت انواع گوشی

به گزارش خبرگزاری فارس، اکبر نصراللهی در گفت‌وگو با صبح نو، یکی از اتفاقات مرتبط به ماجرای اسقاط پهپاد متجاوز آمریکایی پیوست رسانه‌ای مرتبط به ماجراست. در چند اتفاق اخیر از جمله حمله موشکی به مواضع داعش و گروهک‌های تروریستی در کردستان و حادثه اخیر، سپاه به سرعت مساله را رسانه‌ای و مستندات را هم اعلام کرد. این باعث شد تا دست برتر رسانه‌ای در ماجرای اخیر با ایران باشد؛ اما این سوال پیش می آید که آیا رسانه‌ها توانستند هم‌پایه این اتفاق ماجرا را تببین کنند.

تحلیل خود را درباره اقدام سپاه پاسداران در اطلاع‌رسانی به موقع ماجرای موشک و اطلاع‌رسانی مرحله به مرحله بفرمایید؟

ماجرای هدف گرفتن پهپاد آمریکایی در روز پنجشنبه را می‌توان از منظرهای مختلف بررسی کرد. یکی از ابعاد، بعد فنی و ویژگی خاص و منحصر به فرد آن است که گفته می‌شود تا به حال هدف قرار نگرفته و برای اولین بار است که این امر  اتفاق می‌افتد؛ بنابراین، اینکه ایرانیان چطور توانستند این پهپاد را در آن ارتفاع هدف قرار دهند به توانمندی فوق‌العاده ایران برمی‌گردد که دشمنان و کشورهای منطقه آن را دست‌کم گرفته بودند و خود مردم ایران هم ممکن است برایشان قابل درک نباشد که فرزندان آنها این‌چنین می‌توانند در شب و روز از مرزهای کشور دفاع کنند. نکته دیگر بحث‌های فنی درباره این پهپاد آمریکایی و توان نیروهای ایرانی و دریایی سپاه و ارتشی‌هاست که باید بسیار گفته شود.

درباره پوشش خبری این موضوع در رسانه‌های رسمی، به طور خاص صداوسیما و خبرگزاری‌های رسمی و غیررسمی باید گفت که نسبت به قبل رسانه‌ها در مجموع موفق عمل کردند و سپاه به لحاظ تبلیغاتی و رسانه‌ای در تولیداخبار و انتشار به موقع آن، یک مدل خوب و موفق را به نمایش گذاشت. با اینکه این مسئله از قبل قابل پیش‌بینی نبود که ما چنین پهپادی را خواهیم زد اما اینکه بخش‌های رسانه‌ای سپاه هماهنگ شدند و توانستند به صورت تخصصی اطلاعات و بیانیه بدهند بدون اینکه احساسی و هیجان‌زده عمل کنند، مهم بود. اینکه فرماندهان سپاه و بخش‌های متولی این‌طور مدیریت کردند شایسته تقدیر است اما رسانه‌های رسمی به طور ویژه صداوسیما این‌بار هم درگیر محافظه‌کاری و مصلحت‌اندیشی غیرضروری شدند و نتوانستند این ماجرا را واقع‌نمایی کنند. رسانه‌ها در پوشش اخبار پنج راهبرد انکار و سکوت و کوچ‌نمایی و بزرگ‌نمایی و واقع‌نمایی دارند. انتظار می‌رفت که رسانه‌های ملی از هر نوع مکتوب و غیره واقعه به این بزرگی که فراملی است و دنیا انتظار شنیدن دقیق وقایع آن را دارد، درست‌تر نشان دهد آن هم در شرایطی که رسانه‌های غربی به دنبال ایران‌هراسی هستند. ضرورت دارد که در این مواقع اگر توانمندی بچه‌های این ملت را برجسته نمی‌کنند، حداقل در زمان خودش به موقع واقع‌نمایی شود چون اولین موضع‌گیری‌ها بسیار مهم است و باید به آن توجه کرد که متاسفانه صداوسیما با تاخیر اخبار را منتشر و بدون اولویت رسانه‌ای کرد. واقعه‌ای به این بزرگی را نباید در اولویت پایین و با تاخیر پخش کرد و باید بر اساس همان وزن و اندازه‌ای باشد که دارد؛ اما وقتی این خبر بامداد پنجشنبه اتفاق افتاد با توجه سخنان دیگر افراد با 9 ساعت تاخیر پخش شده است.

به نظر می‌رسد این‌بار محافظه‌کاری از سوی نیروی نظامی به رسانه تصویری منتقل شد در حالی‌که سپاه از اولین دقایق با انتشار به موقع اخبار و اطلاعات در حال مدیریت فضای رسانه‌ای بود. این عدم پوشش رسانه‌ای مطلوب جای تعجب داشت؟

در هر صورت رسانه‌ها وظیفه واقع‌نمایی دارند و وقتی که رسانه‌های رسمی خبری را اعلام می‌کنند چه دلیلی دارد که فیلتری برای اعلام آن گذاشته شود. حداقل این است که خبر با ذکر منبع همان‌طور که گفته می‌شود، نقل شود.

نکته مهم توجیه‌سازی و واقع‌نمایی افکار عمومی با تببین و تحلیل ماجراست؟

انتظار این است که رسانه‌های جمهوری اسلامی در حد و تراز انقلاب اسلامی باشند و با گذشت چهار دهه از انقلاب باید این کار انجام شود، یعنی این‌قدر علم و آگاهی داشته باشند که در خصوص اصول و تئوری‌ها و تاکتیک‌های رسانه در مدل این نوع خبرهای مهم دچار محافظه‌کاری نشوند و در سال‌های قبل حبس شوند. اگر رسانه تازه‌تاسیس و کم‌تجربه باشد انتظار محافظه‌کاری است اما برخی از این بزرگواران مسوول، از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تا به حال مشغول کار هستند و نمی‌شود این مدل خبررسانی را توجیه کرد. در مورد بحث حمله تروریستی داعش به مجلس نیز این مشکل را داشتیم؛ آن‌زمان هم تاکید بر این بود که دوستان مسوول نظامی درگیر در حادثه باید تریبون داشته باشند که هر چه می‌خواهند درباره ماجرا گفته شود. باید این فرصت داده شود که هر میزان اطلاعات راجع به مساله سیاسی و اقتصادی که لازم است منتشر شود و رسانه مطلب اضافه‌ای نداشته باشد. به طور مثال در بحث حمله تروریستی داعش به مجلس اطلاعاتی منتشر می‌شد که مردم دوست داشتند اطلاعات را زنده و بی‌واسطه در اختیار داشته باشند در حالی‌که در آن موقع به زیرنویس اکتفا شد.

 به نظر می‌رسد رسانه‌های رسمی در مورد راهبردی و استراتژیک درگیر محافظه‌کاری و مصلحت‌اندیشی غیرضروری هستند و نسبت به تجربه و تخصص خود شک دارند به طوری که به بخش‌های مختلف نظام و سپاه و ارتش و نیروی انتظامی اطمینان ندارند که چیزی که گفته می‌شود  به فاصله کم به روی آنتن برود. البته باورم نیست که رسانه به این مسائل توجه نکنند. اما باید دقت کرد که آرایش رسانه‌ای تغییر کرده و مردم دسترسی زیاد و مختلف دارند و رسانه‌ها نباید وقت را از دست دهند و فاصله زمان خبر و انتشار آن در موضوعات راهبردی کم باشد در غیراین صورت افکار عمومی با شبهه ساخته می‌شود و پاک کردن آن مشکل می‌شود.

به نظر می‌رسد که مدیریت افکار عمومی خیلی مورد توجه مدیران برخی رسانه‌های مسوول نباشد؟

معتقدم که مدیریت افکار عمومی در عصر تعدد و کثرت رسانه‌ها و در آرایش جدید رسانه‌ای اگر مهم‌تر از موضوعی مثل هدف قراردادن پهپاد آمریکایی نداشته باشد کمتر هم نداشته باشد. ممکن است کار مهمی در میدان انجام شده باشد اما مدیریت میدان افکار عمومی اگر مهم‌تر از عملیات فیزیکی نباشد، کمتر نیست و باید بخش‌های مختلف رسانه‌ای اولویت را افکار عمومی بدانند، چه برسد به اینکه آن بخش خودش رسانه‌ای باشد. در این ماجرا می‌بینیم که  سپاه خوب مدیریت کرد و بلافاصله بیانیه‌های مختلف داده و هیجان‌افزایی نکرده است. فرماندهان از جمله سردار حاجی‌زاده با متانت حرف زده‌اند که بی‌بی‌سی با عصبانیت با این ماجرا برخورد کرد چون انتظار داشتند که سپاه با احساسات صحبت کند. کارشناس این شبکه می‌گفت فرمانده سپاه بدون هیجان‌زدگی و شعار دادن راجع به این مساله صحبت کرده است. 

یک بخش رسانه‌ای ما هم فضای مجازی است. جنابعالی درباره تولید محتوای رسانه‌ای در این بخش چه تحلیلی دارید؟

 در مورد فضای مجازی و رسانه‌های مکتوب و خبرگزاری‌ها نسبت به قبل موفق عمل کردند و تحلیل‌ها و اینفوگرافیک‌های خوبی در رسانه‌های مکتوب از ارزش وابعاد این پهپاد دیده شد و همچنین ابعاد فنی، اما به عنوان یک کارشناس می‌گویم در نهایت به نظرم کارها قابل قبول نیست چون یک طرف ماجرا رسانه‌های ما هستند و طرف دیگر رسانه‌های جریان مسلط و غربی هستند که در اختیار صاحبان قدرت و ابرقدرت قراردارند؛ بنابراین در این شرایط مردم علاوه بر شنیدن خبر نیاز به تحلیل و بازگویی ابعاد ماجرا دارند تا تحلیل درستی از شرایط جدید داشته باشند. دشمن هم در این زمینه ساکت نیست. ببینیم دو طرف در این زمینه چه کردند. به فاصله بسیار کوتاهی بعد از حادثه، ترامپ یک توییت می‌زند و می‌گوید ایران اشتباه بزرگی را مرتکب شده است و به فاصله کمی می‌گوید که این کار سیستمی نبوده و خودسر و فردی بوده است و به دنبال راه گریزی از این مساله است چون می‌دانند محق نیستند و توانایی پاسخ به این مساله را ندارند، چون این پهپاد در قلمرو ایران هدف قرار گرفته است و اگر مقابله انجام دهند، حملات بی‌وقفه ایرانیان در موقعیت‌های مختلف را شاهد هستند. نکته سوم برای دلگرمی به وابستگان خودشان است که بحث تشکیل جلسه را مطرح می‌کنند و در واقع تصمیم به حمله گرفته شده است  اما به دلیل اینکه 150 نفر کشته می‌شود کنسل کردند. اگر این خط سیر را طی کنیم می‌بینیم که جنگ روانی و گفتمان قبلی خود را پیش می‌برند. در ادامه اعلام می‌کنند که ترامپ بدون قید و شرط حاضر به مذاکره است و چهره صلح‌طلب از خودشان نشان می‌دهد و از آن طرف ایران را به عنوان کشور تنش‌افزا معرفی می‌کنند که به جنگ دامن می‌زند. این یک کار تصادفی نیست و اتاق‌های فکر و مشاوران رسانه‌ای ترامپ و مغز رسانه‌های غرب این خط را دنبال کردند. با اینکه ایران مورد تجاوز قرار گرفته است و حتی می‌توانست هواپیمای دیگر آنها را بزند؛ با این حال می‌خواهند در عرصه افکار عمومی خود را محق جلوه دهند.

در این طرف ماجرا ما چه کردیم. رسانه‌های داخلی بیانیه‌های رسمی سپاه را به موقع و جامع و کامل و در اولویت بالا منعکس نکردند. نکته دیگر اینکه چه رسانه‌هایی باید در این شرایط ابعاد سیاسی و اجتماعی و اقتصادی این مسائل را نشان دهند، قطعا مردم این مسائل را از رسانه خود انتظار دارند ولی در مجموع هنوز رسانه‌های داخلی با حقوقدان‌ها درباره ابعاد حقوقی صحبت نکردند که چطور یک کشور به خودش اجازه می‌دهد به آب‌های کشورهای منطقه بیاید و عکس‌برداری کند. رسانه‌ها این پرونده را بازخوانی کنند و به لحاظ حقوق بین‌الملل بپردازند که چه جرمی آمریکایی‌ها انجام داده‌اند و در حالی‌که ایران لاشه پهپاد را نشان داده، چطور رسانه‌های غربی به خود اجازه می‌دهند که بگویند این پهپاد در آب‌های بین المللی بوده است در صورتی که ایران آنها را نشان می‌دهد. فقدان تعلیم و نیازهای مخاطبان به شکل جامع و کامل، یکی از ضعف‌هایی است که در رسانه‌ها می‌بینیم.

وقتی رسانه‌های ما این مدل برخورد می‌کنند، چه اتفاقی می‌افتد؟

در این شرایط، رسانه‌ای مثل بی‌بی‌سی به خود اجازه می‌دهد که نام آن را به عنوان پهپاد تجسسی آمریکا القا کند. رسانه‌های داخلی و افراد مستقل و متعهد باید بی‌بی‌سی را هو کنند و حیثیت و اعتبارش را خدشه‌دار کنند که به خود اجازه ندهد هواپیما را تجسسی تلقی کند. این مساله را قبلا در حادثه تروریستی چابهار اهواز تکرار کردند. ما از رسانه‌های داخلی گله داریم چرا این پرونده‌ها را به شکل مکرر برای مردم یادآوری نمی‌کنند. جالب است که در ماجرای اخیر حتی بیانیه سپاه را هم تحریف کردند.              
انتهای پیام/

زندگینامه: عباس کیارستمی (۱۳۱۹-۱۳۹۵)+ تصاویر-قیمت انواع گوشی

عباس کیارستمی در سال ۱۳۱۹ متولّد شد. او دارای لیسانس نقاشی از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران است.

تلاوت جزء بیست و نهم قرآن کریم با صدای استاد پرهیزگار + دانلود-قیمت انواع گوشی

تلاوت جزء 29 قرآن کریم به دو روش ترتیل‌خوانی و تحدیرخوانی را با صدای قاریان برتر بین‌المللی بشنوید و دانلود کنید.

گلچین تصاویر هیات عزاداری شب دوم محرم ۹۷-قیمت انواع گوشی

گلچین تصاویر هیات عزاداری شب دوم محرم ۹۷ را اینجا مشاهده کنید.

حمایت‌ ۱۸ میلیاردی از موسسات قرآنی وزارت ارشاد-قیمت انواع گوشی


معاونت قرآنی وزارت ارشاد فهرست حمایت ۱۸ میلیاردی خود از ۸۸۸ موسسه قرآنی دارای مجوز را اعلام کرد.

دبیران علمی و اجرایی شبکه‌های شهر‌های خلاق فرهنگ و هنر معرفی شدند-قیمت انواع گوشی

سید مجتبی حسینی معاون امور هنری در احکامی دبیر علمی و دبیر اجرایی طرح شبکه‌های شهر‌های خلاق فرهنگ و هنر را منصوب کرد.



کد آمار