قیمت انواع گوشی - صفحه 60 از 223 - قیمت بروز

نوای «ای ایران» در قلب اروپا طنین‌انداز شد-قیمت انواع گوشی


کنسرت ارکستر فیلارمونیک پاریس به رهبری آرش فولادوند با اجرای آثار کیوان ساکت به خوانندگی وحید تاج در شهر‌های لندن و پاریس برگزار شد.

نگاه ویژه شبکه قرآن و معارف سیما به فعالیت های تبلیغی طلاب-قیمت انواع گوشی

در جلسه ای با حضور سرپرست شبکه قرآن و معارف سیما، طرح و برنامه و ارزیابی سیما و معاونت تبلیغ حوزه علمیه قم، بر رسانه ای شدن فعالیت های تبلیغی طلاب توسط رسانه ملی تاکید شد.

«پرستو»؛ اسم رمزی برای تخریب یا ابزاری در دست صهیونیست‌ها؟-قیمت انواع گوشی

گروه سیاسی خبرگزاری فارس: به درستی مشخص نیست که «پرستو» یا در زبان فرنگی‌ها «تله جنسی» (Honey Trapping) از چه زمانی وارد ادبیات سیاسی ـ امنیتی شده است، چراکه برخی آن را پدیده‌ای هم قدمت بشریت و از دوران باستان و برخی دیگر نیز آن را موضوعی خلق شده توسط بشر در دوره معاصر می دانند. برخی ردپای آن را در چین و هند باستان می‌جویند و عده‌ای دیگر نیز در کوران جنگ‌های جهانی اول و دوم؛ اما در حقیقت آنچه بیش از هرچیز دیگری در بررسی تله‌های جنسی به چشم می‌خورد، سردمداری یهودیان صهیونیست در استفاده از این تله برای ضربه زدن به طرف مقابل است.

آنچنان که پرستو را تعریف می کنند، زنی است که به صورت عضو و یا غیرعضو از یک دستگاه اطلاعاتی ماموریت دارد تا با ایفای نقش یک طعمه جنسی از نقاط ضعف مقامات و سیاستمدارانی که دستی بر آتش شهوت‌رانی دارند جاسوسی کرده و یا طرح مورد نظر آن دستگاه اطلاعاتی را اجرا کند. این ماموریت می‌تواند کوتاه‌مدت و یا حتی بلندمدت باشد که در برخی موارد به ازدواج و حتی تولد فرزند نیز منجر می‌شود.

پرستوی دربار و هلوکاست ایرانی

آنگونه که در کتب عهد عتیق آمده است، پس از عزل ملکه «وشتی» همسر خشایارشا پادشاه هخامنشی که با مشورت «مردخای» مشاور یهودی شاه انجام شد، او دخترعموی خود بنام «استر» را که از کودکی به فرزندخواندگی پذیرفته بود، برای همسری شاه هخامنشی پیشنهاد داد.


تصویری نقاشی از استر و مردخای

هامان وزیر هخامنشی که از جاسوسی استر برای پسرعموی خود و دشمنی او نسبت به غیریهودیان آگاه بود، به پادشاه هخامنشی نسبت به اقدامات خصمانه آنها هشدار داد، اما استر نه‌تنها دست از اقدامات خود نکشید، بلکه با انتقال موضوع به مردخای پسرعموی خود، توانستند حکم اعدام هامان و اقوام ایرانی منتسب به او را از پادشاه بگیرند و به این ترتیب در روز ۱۳ فروردین بیش از ۷۰ هزار ایرانی در خانه‌های خود قتل عام شدند. از آن پس نیز ایرانیان روز ۱۳ فروردین را به بیرون از خانه‌های خود می روند تا بار دیگر در خانه‌های خود قتل عام نشوند!

تعطیلات رمانتیک!

از نمونه‌های مشهور دیگر استفاده ابزاری از زنان توسط سرویس‌های اطلاعاتی، می‌توان به ماجرای مردخای وانونو، کارمند نیروگاه هسته‌ای دیمونا رژیم صهیونیستی اشاره کرد؛ هنگامی که او در سال 1986 برای افشای فعالیت‌های اسرائیل برای تولید تسلیحات اتمی به روزنامه “ساندی تایمز” لندن رفت و اطلاعات و تصاویر برنامه تولید سلاح اتمی رژیم صهیونیستی را در اختیار این روزنامه قرار داد، شاید گمان نمی کرد که به زودی با گیر افتادن در تله جنسی موساد در اسرائیل به 18 سال زندان محکوم شود!


موردخای وانونو

در حقیقت مامور اطلاعاتی موساد با نام مستعار “سیندی” ماموریت داشت تا بعنوان یک توریست و در حین بازدید از جاذبه های لندن با وانونو آشنا شود و پس از طرح دوستی او را متقاعد کند تا به همراه یکدیگر برای سپری کردن یک تعطیلات آخر هفته رمانتیک به رم پایتخت ایتالیا سفر کنند. بلافاصله پس از ورود وانونو و سیندی به رم، مامورین موساد او را دستگیر و با استفاده از یک کشتی او را به اسرائیل منتقل کردند.


سیندی مامور موساد

مامور “سیندی” نیز بعدها با یک افسر اطلاعاتی اسرائیل ازدواج کرد و پس از آن به او هویت جدیدی داده شد تا بتواند به آمریکا رفته و در آنجا زندگی کند.

پرستویی در قامت وزیر!

از دیگر پرستوهای اسرائیلی می‌توان به زیپی لیونی وزیر خارجه سابق رژیم صهیونیستی اشاره کرد که به اذعان او رابطه جنسی، جزئی از کارش در هنگام خدمت در موساد بوده است. لیونی که در 22 سالگی به خدمت موساد درآمد و پس از آن در مناصب حساس رژیم صهیونیستی از جمله وزارت امور خارجه این رژیم کار کرده است، در مصاحبه با نشریه تایمز آمریکا به داشتن رابطه جنسی با “شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی” امیر سابق قطر بعنوان یکی از موفق ترین کارهای خود در دوران جاسوسی برای موساد اشاره کرده است.

او حتی ادعا کرده که با برخی از سران فلسطینی نیز رابطه جنسی داشته و از آن فیلم برداری کرده تا بتواند با این فیلم آنها را تحت فشار قرار دهد.


زیپی لیونی و جورج بوش رئیس جمهور اسبق آمریکا

در حقیقت، لیونی زمانی از این راز پرده برداشت که یک خاخام یهودی بنام «آری شوات» در مقاله‌ای که سال 2010 در روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارنت منتشر کرد، با تاکید بر اینکه شریعت یهود اجازه رابطه جنسی را با تروریست ها بخاطر دستیابی به اطلاعات می‌دهد، عنوان کرد: استفاده از دختران جوان برای به دام انداختن طرف های مخالف نوعی عبادت و خدمت به وطن است.

مونیکا گیت

در دسامبر 1998 رسوایی اخلاقی بیل کلینتون رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا با “مونیکا لوینسکی” کارآموز کاخ سفید برملاشد که بعدها از آن بعنوان “مونیکا گیت” نیز یاد می کردند. مونیکا لوینسکی زنی یهودی بود که از اواسط دهه 90 میلادی بعنوان کارآموز در کاخ سفید مشغول به کار شد و در این زمان به تدریج با بیل کلینتون رئیس جمهور آمریکا روابط خود را آغاز می کند.


مونیکا لووینسکی

گوردون توماس در کتاب خود پیرامون فعالیت های جاسوسی موساد در آمریکا تحت عنوان Gideon’s Spies با استناد به اسناد و شواهد، مونیکا لوینسکی را عامل موساد و هدف از برقراری رابطه جنسی بین او و بیل کلینتون را جمع آوری اسناد و مدارک و ضبط تصاویر از این رابطه پنهانی برای تحت فشار قرار دادن او عنوان می کند.

این درحالی است که برخی تحلیل گران، ماجرای “مونیکاگیت” را عملیاتی طراحی شده از سوی اسرائیل برای ضربه زدن به کلینتون به دلیل فشار او برای توقف شهرک سازی از سوی رژیم صهیونیستی عنوان می کنند.

دامی برای ژنرال

تنها سه روز پس از آغاز دور دوم ریاست جمهوری باراک اوباما در سال ۲۰۱۲ ژنرال دیوید پترائوس فرمانده سابق نیروهای آمریکایی در خاورمیانه و رئیس وقت سازمان سیا به دلیل آنچه رسوایی اخلاقی او و ارتباط نامشروع با نویسنده کتاب خاطراتش «پائولو بورودول» اعلام شد، از سمت خود استعفا داد.

پترائوس در بیانیه خود با تاکید بر اینکه برقراری رابطه با یک زن دیگر پس از ۳۷ سال زندگی مشترک با همسر خود کار درستی نبوده، تاکید کرد که این رفتار کاملا چه بعنوان یک همسر و چه بعنوان رئیس سازمان سیا غیرقابل قبول است.

پائولو بورودول که از یکی از خانواده‌های معروف یهودیان آمریکا بود از سن ۲۰ سالگی بعنوان کارمند واحد اطلاعات ارتش آمریکا وارد خدمت شد و در طی سالهای حضور پترائوس بعنوان فرمانده نیروهای آمریکایی در خاورمیانه همراه او بوده است.

اما موضوع رسوایی اخلاقی ژنرال پترائوس زمانی قابل تامل به نظر می‌رسد که بررسی مواضع و سخنان او طی ماه‌های قبل از استعفای او نشان از مخالفت جدی او با اقدامات و سیاست‌های رژیم صهیونیستی دارد تا جایی که او اسرائیل را منبع اصلی مشکلات آمریکا در خاورمیانه و عامل تشدید فضای ضدآمریکایی در این منطقه برشمرد.


ژنرال پترائوس و پائولو بورودول

همچنین در دوران ریاست پترائوس بر سازمان سیا، در گزارشی از سوی این سازمان تاکید شده که منافع ملی آمریکا با رژیم صهیونیستی اساسا در تعارض است و مردم آمریکا دیگر نخواهند پذیرفت از جنگ‌های نامشروع اسرائیل پشتیبانی مالی و نظامی شود.

از سویی جنگ پنهان اطلاعاتی میاد «سیا» و «موساد» نیز در دوران ریاست پترائوس تا آنجایی پیش رفت که او به صورت علنی علیه اقدامات مخرب موساد مانند طرح ترور عادل الجبیر سفیر وقت عربستان سعودی در آمریکا در اکتبر ۲۰۱۱ برای اتهام زنی به ایران موضع گرفت.

انتهای پیام/

«روایت رهبری» منتشر شد-قیمت انواع گوشی


کتاب «روایت رهبری؛ مناسبات جمهوریت و اسلامیت در انتخاب ولی فقیه» منتشر و راهی بازار کتاب شد.

ماجرای حمله هنجارشکنان به بانوی آمر به معروف/ با زبان لیّن خواستم وضعیت پوشش خود را اصلاح کنند-قیمت انواع گوشی

به گزارش خبرگزاری فارس از رشت، ماجرا از آنجا آغاز شد که وقتی یک بانوی گیلانی افرادی را با کشف حجاب کامل، در مقابل شهرداری خمام در حال رقصیدن دید، تاب نیاورد و  به آنها تذکر داد.

اما سه نفر از این افراد به وی حمله کرده، او را به زمین می‌زنند و زمانی که متوجه تلاش وی برای تماس گرفتن با نیروی انتظامی می‌شوند تلفن همراه او را نیز می‌شکنند.

یکی از مردان متخلف در این ماجرا نیز قصد حمله به این بانوی آمر به معروف را دارد که فرزند 11 ساله این بانوی مؤمنه مانع اقدام او می‌شود؛ در این حین این کودک نیز مورد ضرب و شتم هنجارشکنان قرار می‌گیرد‌.

این روزها ماجرای برخورد هنجارشکنان با بانوی آمر به معروف گیلانی، دل‌های مومنان را متاثر کرده است و بیش از پیش لزوم جدیت در امر به معروف و نهی از منکر را یادآور می‌شود.

خبرگزاری فارس با خانم واحدی، بانوی آمر به معروف گیلانی گفت‌وگویی انجام داده که در زیر می‌خوانید: 

فارس: لطفا بفرمائید که چطور با این افراد مواجه شدید و تصمیم به امر به معروف گرفتید؟

بانوی آمر به معروف: روز جمعه هفته گذشته بود که به همراه پسرم راهی مغازه شدم و دیدم در فاصله کمی از من جمعی از بانوان در گوشه خیابان و داخل اتومبیل خود مشغول رقص و آواز بودند و حجاب خود را از سر برداشته بودند، در حال برگشتن از مغازه بودیم که دیدم به ما نزدیک شدند و شروع به رقصیدن در ملأ عام کردند و حجاب به سر نداشتند و پوشش نامناسبی داشتند، به این فکر کردم که اگر چیزی نگفته از این افراد رد شوم نمی‌توانم با وجدان خود کنار بیایم و تذکر لسانی را حداقل وظیفه خود می‌دانستم و با زبان لین به آن‌ها گفتم: خانم این چه کاری است که در انظار عمومی انجام می‌دهی، این کارها برای خانه است خیابان جای رقصیدن نیست.

فارس: درباره جزییات ماجرای آن روز که در ویدیو منتشر شده دیده شد، توضیح دهید.

خانم واحدی: زمانی که من به این خانم‌ها تذکر دادم همه به سمت من هجوم آوردند و آن خانم من را به شدت هل داد و من بر زمین افتادم، یک دفعه همه به سمت من حمله کردند و شروع به فحاشی و ناسزا گفتن کردند، حتی یک نفر دست انداخت تا چادرم را از سرم بکشد و من محکم  چادر و روسری خودم را نگه داشتم و گفتم: این چه کاری است، کار شما خلاف عرف و شرع بوده و حالا شما مدعی هستید؟

فارس: در ویدیویی که از این اتفاق منتشر شده آقایی حضور دارد و جلوی شما می‌ایستد، نقش این آقا چه بود آیا از شما حمایت می‌کرد؟

بانوی آمر به معروف: خیر این آقا برای کمک به بنده نیامده بود، وقتی هنجارشکنان من را دوره کرده بودند و مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند، حتی یک آقا دست انداخت تا من را بزند در این لحظه بود که پسرم (محمدصالح) آمد تا از من دفاع کند و آن مرد را خطاب قرار داد و بگو مگویی با او کرد اما در این لحظه خانومی با کفش به شکم و پای پسرم ضربه زد و پسرم را مورد حمله و زد و خورد قرار داد، من برگشتم تا با تلفن همراهم به 110 زنگ بزنم اما یک نفر در همان حال مجددا به من حمله ور شد و من را به زمین انداخت و تلفن همراهم را نیز شکست، اما باز ایستادم و جلوی اتومبیل در حال متواری شدن را گرفتم و گفتم باید بایستید تا پلیس بیاید و تکلیف این بی‌قانونی و بی‌حرمتی مشخص شود که یک آقایی من را کشید کنار و هنجارشکنان را فراری داد و من نیز شماره پلاک را برداشتم تا بتوانم از آن‌ها شکایت کنم و الحمدالله با شکایتی که انجام شد و همکاری نیروی انتظامی حکم جلب این افراد صادر شده است.

فارس: با اطلاعی که داشتید و احتمال می‌دادید امر به معروف در این حالت می‌تواند برای شما خطرساز باشد چرا ممارست کردید؟

خانم واحدی: هر فرد مسلمان، آزاده و غیرتمندی که با چنین صحنه‌هایی مواجه شود، حداقل وظیفه‌اش دادن یک تذکر لسانی است، من بار اول که از خیابان رد شدم و این افراد را دیدم، گذشتم اما وقتی در حال برگشتن بودم و دیدم هنجارشکنی آن‌ها تشدید شده است نتوانستم مقاومت کنم و چیزی نگویم بنابراین با خود گفتم: خدایا برای رضای تو و شادی دل حضرت زهرا (س) من این تذکر لسانی را می‌دهم و با زبان لین خواستم تا پوشش خود را رعایت کنند و در خیابان هنجارشکنی نکنند.

فارس: نتیجه شکایت از این افراد چه شد؟

بانوی آمر به معروف: خوشبختانه با تلاش‌های نیروی انتظامی چند نفر از این افراد خاطی دستگیر شدند، فقط  آن خانمی که بنده را هل داده بود و در فیلم هم دیدید، متواری و تحت پیگرد قانونی قرار دارد.

فارس: تا کجا پیگیر شکایت می‌شوید؟

خانم واحدی: برای من گرفتن این افراد اهمیت ندارد، آنچه مهم است نفس عملی است که با یک آمر به معروف انجام شد، هنجارشکنی و بی‌قانونی و خلاف شرع عمل کردن این افراد آن هم در ملأ عام و بی‌حجابی و هتک حرمت به راحتی در خیابان است که باید با آن برخورد شود، ما برای چه این همه شهید دادیم؟  شهدای ما رفتند تا امنیت و عزت ما حفظ شود، در وصیت‌نامه تمام شهدا آمده است که خواهر من؛ چادرت را برای پاسداشت خون من حفظ کن، اما متأسفانه  این هنجارشکنان به راحتی به چادر خاکی حضرت زهرا (س) توهین کردند نه به من.

فارس: دلیل سکوت تعمدی یا غیر تعمدی برخی از مسؤولان گیلانی در واکنش به این اتفاق را چه می‌بینید؟

بانوی آمر به معروف: مطمئن باشید مسؤولان برای دستیابی به منافع شخصی خود در رابطه با این مسئله سکوت کردند، کسی که هر سمت یا جایگاهی دارد فردای قیامت باید در قبال مسؤولیتی که داشته پاسخگو باشد، اینکه به راحتی درباره این موضوع سکوت کرده و به راحتی گذشتند؛ مطمئنا از ریشه مشکل دارند و عملکرد چنین مسؤولانی موجب شد تا فساد و هنجارشکنی در جامعه به اینجا برسد.

فارس: با اتفاقی که افتاده علاوه بر وضع جسمی، حال روحی شما هم خوب و مساعد نیست، باز هم اگر چنین اتفاقاتی را ببینید امر به معروف خواهید کرد یا پشیمان شدید؟

خانم واحدی: باور کنید اگر زمان به عقب برگردد باز همین کار را می‌کنم، امر به معروف وظیفه دینی همه ماست وقتی ما در مراسمات مذهبی خود دعا و مناجات می‌کنیم و در پیشگاه خداوند اشک می‌ریزیم، زیارت عاشورا می‌خوانیم و ماه محرم را گرامی می‌داریم باید به این شناخت برسیم که امام حسین (ع) برای احیای امر به معروف جهاد کردند و خانواده خود را در این راه فدا کردند، بنابراین ما باید به جا و به اقتضای زمان حداقل یک تذکر لسانی بدهیم.

فارس: به عنوان یک آمر به معروف، وضعیت اجرای این فریضه واجب الهی را در استان گیلان چطور می‌بینید؟

بانوی آمر به معروف: حقیقتا در این باره رضایت ندارم، آمرین به معروف باید از سوی مسؤولان حمایت شوند و خود مسؤولان نیز در این راستا ورود کنند تا شاهد فساد و هنجارشکنی نباشیم، اگر اجازه بدهند با آمرین به معروف این‌چنین برخوردی شود در آینده دیگر افراد جرأت پیدا نمی‌کنند که این فریضه الهی را انجام بدهند، متأسفانه امر به معروف در جامعه ما به فراموشی سپرده شده و می‌طلبد که ابتدا مسؤولان استانی ورود کرده و حمایت لازم را از آمرین به معروف داشته باشند.

فارس: آقا محمدصالح اول بفرمایید چندسالتونه و چطور شد که به کمک مادر رفتی؟ در آن لحظه که به سمت مادرت حمله شد چه احساسی داشتی؟

 محمدصالح: من 11 سالمه، کلاس چهارم و حافظ قرآن هستم، راستش را بخواهید از کار مادرم خوشحال بودم چون می‌دانستم برای خدا این کار را انجام می‌دهد، اما وقتی دیدم یک مردی می‌خواهد مادرم را بزند نتوانستم تحمل کنم، نمی‌شود یک مردی که نامحرم است به یک خانم نامحرم دست بزند و او را کتک بزند، من به حمایت از مادرم رفتم تا از آن مرد کتک نخورد.

 

 

به گزارش فارس، روز جمعه 17 خرداد امسال حوالی ظهر، یک بانوی آمر به معروف گیلانی در بخش خمام شهرستان رشت اقدام به امر به معروف و نهی از منکر و دادن تذکر لسانی به چند خانم بدحجاب و هنجار شکن کرد که متأسفانه با بازخورد بسیار نامناسبی همراه بود و این بانوی گیلانی مورد ضرب و شتم و هتاکی از سوی این خانم‌ها و نیز برخی آقایان حاضر در صحنه قرار گرفت و به صورت عجیبی این اتفاق سکوت تعمدی یا غیرتعمدی برخی از مسؤولان بلند پایه استانی را در پی داشت.

گفت‌وگو از: فاطمه احمدی ماشک

انتهای پیام/84007/و

کارگردان کشورمان: نگاه ما به شهدا به سنگ مزار آنها محدود شده است-قیمت انواع گوشی

به گزارش خبرگزاری فارس، خبرگزاری دفاع پرس نوشت: سینمای دفاع مقدس در طول چهار دهه حیات خود مسیر پر فراز و نشیبی را پشت سرگذاشته است. آسیب‌شناسی این گونه بومی سینمای ایران قطعا می‌تواند راه را برای تولید آثار ارزشمندی در این حوزه باز کند. فیلمسازان حوزه دفاع مقدس به دلیل اینکه مشکلات ساخت این نوع فیلم‌ها را با تمام وجود حس کرده‌اند بهتر از هر کس دیگری می‌توانند در این زمینه موثر باشند.

«محمدحسین لطیفی» یکی از کارگردان‌هایی است که «روز سوم» را در کارنامه هنری خود دارد. وی با توجه به تجربه تهیه‌کنندگی، تسلط کاملی بر موضوع تولید فیلم بخصوص آثار دفاع مقدسی دارد. گفت‌وگویی که در ادامه می‌خوانید با این کارگردان صاحب‌نام سینمای ایران در خصوص آسیب‌شناسی دفاع مقدس است.

 ورود شما به سینمای دفاع‌مقدس چگونه آغاز شد و به عنوان یکی از کارگردانانی که در این حوزه فعالیت دارید چه تحلیلی از تاریخ سینمای دفاع مقدس دارید؟

**برای من داستان حمله عراق به ایران از آن لحظه آغاز شد که عضو جهاد خراسان بودم، وقتی برگشتم دفتر جهاد در تهران برای اولین بار حمله هوایی عراق به ایران در فرودگاه مهرآباد را مشاهده کردم. اوایل کسی باور نمی‌کرد که واقعا جنگ تحمیلی آغاز شده است. در همان زمان تعدادی از دوستان ما با دوربین‌های هشت میلی‌متری و در ادامه ۱۶ و ۳۵ م.م. به ثبت وقایع جنگ پرداختند. این دوستان از گروه «چهل شاهد» و دوستان دیگری بودند که وارد بخش فرهنگی دفاع مقدس شدند.

تا آنجا که به یاد دارم همان سال‌ها نیز سینمای داستانی دفاع مقدس هم قدم‌های اول خود را برداشت. این فیلم‌ها در دل منطقه جنگی ساخته می‌شد. یعنب در کنار رزمندگان کار فیلمبرداری انجام می‌شد. که در تعدادی از این کارها بنده هم افتخار حضور داشتم. برای نمونه ما به لوکیشن بکری برای فیلمبرداری سکانس‌هایی از فیلم «وارث» نیاز داشتیم. همکاران ما در آن زمان منطقه‌ای را پیدا کردند که مناسب این کار بود. در حین حرکت به سمت لوکیشن با شلیک گلوله مستقیم دشمن روبرو و به هر ترتیبی بود از آن منطقه خارج شدیم. «حسن کاربخش» فیلم «دیار عاشقان» را در همین فضا تولید کرد. «رسول ملاقلی‌پور» هم در همان شرایط «سقای تشنه لب» را کار کرد.

اما بعد از جنگ عده‌ای که در حوزه دفاع مقدس کار می‌کردند به عنوان فیلمساز دفاع مقدسی شناخته شدند. تعدادی از دوستان در همین فضا ماندند و عده‌ای هم تغییر رویه دادند. لذا «ابراهیم حاتمی‌کیا» فیلم «دعوت» را به خاطر شرایط موجود کارگردانی کرد تا بگوید در فضای دیگری هم می‌تواند کار کند اما خوشبختانه به جایگاه اصلی خود بازگشت.

آیا در این تغییر رویه ایرادی وجود دارد، به هر حال کارگردان می‌تواند بنا به شرایط اجتماعی وارد حوزه‌های دیگری هم شود؟

**همین‌طور است، نباید ایرادی به این مسئله وارد کرد. هر فیلمسازی محق است و می‌تواند وارد حیطه‌های دیگری شود، اما احساس شخصی من این است که همکاران من برایشان سخت است که آنها را فیلمساز منحصراً دفاع مقدسی بنامند. برای همین تعدادی از فیلمسازان سنگر خود را رها می‌کنند و سراغ موضوعات دیگری می‌روند. اما نکته قابل توجه این است که یک بازه زمانی در این میان از بین می‌رود که قابل جبران نیست. مساله بعدی این است که در سینمای دفاع مقدس امکانات و بودجه داده می‌شود و چون نظارت درستی وجود ندارد، راه برای ورود کاراولی‌ها باز می‌شود.

این فیلمسازان با پول دولت ‌سراغ موضوع دفاع مقدس می‌روند بدون آنکه تجربه کافی داشته باشند. آنها فقط به صرف داشتن بودجه و سرمایه وارد این حیطه شده و از سوی نهادهای دولتی هم حمایت می‌شوند، متاسفانه هیچ مشاوری هم در کنار آنها قرار نمی‌گیرد اکثر این کارها هم به استثنای تعداد معدود آثار ارزشمند مثل «دکل» ساخته «حسن برزیده» باقی آثار به حداقل استانداردها هم نمی‌رسند.

این آثار لطمه‌های اساسی به سینمای دفاع مقدس وارد کرده است. عملاً این فیلم‌ها قهرمان ندارند. نتیجه این می‌شود که کارگردانان این آثار مرعوب تکنیک می‌شوند و خبری از محتوا در آنها وجود ندارد. به دلیل نداشتن تجربه روی کار مسلط نیستند و روی فیلم تمرکز ندارند تا داستان را پیش ببرند. این فیلم‌ها اغلب به دام شعار می‌افتند.

متاسفانه فیلمسازی که تازه وارد این فضا شده چون دغدغه بازگشت سرمایه را ندارد، انرژی لازم را نمی‌گذارد و در نهایت فیلم با استقبال مخاطبان مواجه نمی‌شود و سر از بایگانی‌ها در می‌آورد. از طرفی دیگر مدیران فرهنگی وقتی می‌بینند که سرمایه گذاری آنها در حوزه سینمای دفاع مقدس ثمری که انتظارش را داشتند، ندارند؛ از ادامه راه منصرف می‌شوند.

البته بعد از مدتی مدیران تصمیم گیرنده فیلمسازان سینمایی جنگ را دور هم جمع می کنند تا کارهای جدیدی تولید شود. به نظر من در این شرایط کاملا دیر شده است، چرا که تجربه تلخ این سال‌ها ثابت کرده که مخاطب آثار ما را پس زذه و فیلم‌های دفاع مقدسی در گیشه جواب نمی دهد.

من در محافل خصوصی، کارگردان‌های بسیاری را دیده‌ام که عشق و علاقه آن را دارند که در حوزه سینمای دفاع مقدس کار کنند اما تجربه‌ای که طی این سال‌ها از برخورد مخاطب نسبت به سینمای دفاع مقدس به وجود آمده مانع می‌شود که آنها وارد این فضا شوند. عشق و علاقه در میان همه فیلمسازان وجود دارد که راجع به جنگ تحمیلی آثاری را بسازند که در کنار این دوست داشتن نگرانی‌هایی هم دیده می‌شود و باید گفت شرایط برای ورود آن طور که باید مهیا نیست.

همه منتظرند یکی دو نفر وارد این حیطه شوند و به اصطلاح خط شکنی کنند تا راه برای دیگران باز شود و متاسفانه کسی هم پیش‌قدم نمی‌شود. نمی‌خواهم از خودم تعریف کنم اما در شرایطی که کمتر کسی سراغ موضوعات دفاع مقدس می‌رفت، «روز سوم» را ساختم. بدون تعارف باید بگویم که برخی از مدیران فرهنگی باری به هرجهت شده‌اند. برخی از آنها فقط سراغ انتشار رمان در حوزه دفاع مقدس می‌روند که هزینه آن‌چنانی هم ندارد اما در مقابل کارنامه مدیران فرهنگی را پر می‌کند. وقتی هزینه تولید در سینمای دفاع مقدس نسبت به تولید کتاب بالاست اغلب ترجیح می‌دهند سراغ انتشار کتاب بروند.

این در شرایطی است که مدیران مدعی هستند که پای کار هستند و حاضرند سرمایه‌گذاری کنند اما وقتی بحث اجرا پیش می‌آید مشکلات خود را نشان می‌دهد و کسی پای کار نمی‌ایستد. این مشکلات رفته رفته کارگردان را هم مجاب می‌کند که سراغ کارهای دفاع مقدسی نروند. هر دفعه هم به یک بهانه این اتفاق می‌افتد.

 نقش رسانه ملی در این فضا چیست و آیا همین مشکلات در تلویزیون هم وجود دارد؟

**من نمی‌خواهم بگویم که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نباید آنتن خود را با برنامه‌های متنوع پر کند به هر حال رسانه ملی است و با توجه به مخطبان وسیعی که دارد، باید خوراکش تامین شود. اما دید سینمای دفاع مقدس در رسانه ملی چه جایگاهی دارد، زمانی که من «روز سوم» را می‌ساختم، قرار شد که یک سریال تلویزیونی نیز ساخته شود و با زنده یاد «حمید آخوندی» هم قرار گذاشتیم که وقتی به تهران برگشتیم مقدمات کار را فراهم کنیم، اما با همه مرارت‌ها و سختی‌هایی که آخوندی کشید با همان شعارها مواجه شدیم.

همان دوران من مصاحبه‌ای با یکی از رسانه‌ها انجام دادم و گفتم در این کشور یک مدیر فرهنگی را سراغ ندارم که برای تولید آثار دفاع مقدسی دل بسوزاند، وقتی این مصاحبه منتشر شد «عزت‌الله ضرغامی» رئیس صدا و سیما با من تماس گرفت، گویا از این مصاحبه ناراحت شده بود که چرا چنین حرفی را زده‌ام و از من دعوت کرد که به دفترش بروم. جواب من این بود که من می‌آیم اما مطمئنم که باز به در بسته خواهم خورد که چنین هم شد. من رفتم و بعد از جلساتی متاسفانه کار روی زمین ماند.

چرا چنین مشکلاتی بوجود می‌آید؟ به هر حال باید راه حلی برای برون رفت از این اوضاع پیدا کرد.

**دلیل این امر روشن است. ما فراموش می‌کنیم که سکان این کشتی را باید به دست اهلش بسپاریم، باید کسی وارد میدان کار شود که علاقه‌مند به موضوع دفاع مقدس است و خِرَد مدیریت هم داشته و در مقابل اهل کار هم باشد. گنجینه دفاع مقدس ما معطوف شده به سنگ قبر شهدا. متاسفانه ما الان با سنگ مزار شهدا طرفیم آنها را محدود به یادمان کرده‌ایم، این نگاه دردی را دوا نخواهد کرد اما وقتی بیاییم و فرازهای مختلف زندگی شهدا و لحظات دوران دفاع مقدس را دراماتیزه کنیم، قطعا تأثیرات مثبتی خواهد داشت.

چرا وقتی شاهنامه می‌خوانیم حال خوبی به ما دست می‌دهد، چرا می‌توانیم ساعت‌ها در مورد داستان رستم و اسفندیار صحبت کنیم، اینها مگر بیشتر از افسانه بودند که معلوم نیست چقدر آن هم واقعیت داشته باشد. در مقابل در طول هشت سال دفاع مقدس بیشمار قهرمان داشتیم که حماسه آفریدند و به راحتی همه آنها را فراموش می‌کنیم و کار را منحصر کرده‌ایم به انتشار چند جلد کتاب. من در سطح کلان مسئله صحبت می‌کنم. با توجه به شرایط اقتصادی امروز کشور، هزینه تولید یک فیلم خوب و استاندارد حدود 10 میلیارد تومان می‌شود.

باید توجه داشت که این 10 میلیارد در واقع واکسینه کردن مردم نسبت به تهاجم فرهنگی دشمن است و ضمنا در جهت ایجاد روحیه مقاومت در ملت. ما حداقل در سال به شش فیلم دفاع مقدسی نیازمندیم و با یک حساب سرانگشتی برای یک سال به 60 میلیارد تومان پول نیاز داریم که این رقم در حوزه دفاعی ما رقم بالایی نیست. سینمای دفاع مقدس از بودجه‌ای که برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در نظر می‌گیرند چه سهمی دارد. این مطالبه‌گری باید مطرح شود و به آن پاسخ داده شود اگر نه زمانی به خود می‌آییم که کاملاً دیر شده است.
انتهای پیام/

اعتراف ضدانقلاب به شکست مفتضحانه در کازرون-قیمت انواع گوشی

از شایعه تا واقعیت: یکبار دیگر تیر ضدانقلاب به سنگ خورد، این بار در کازرون استان فارس! چند هفته‌ای است که کانال‌های سلطنت طلب و ضدانقلاب در اقدامی هماهنگ تمام تلاششان را به کار گرفتند تا تجمعی در روز ۲۵ خردادماه در کازرون به راه بیاندازند.

این رسانه‌ها از تجمع خود تحت عنوان «فراخوان ملی میهنی» اسم بردند و میدان‌ها و خیابان‌هایی را برای این برنامه خود انتخاب کردند.

 

روز ۲۵ خرداماه ۱۳۹۸ هم آمد و رفت و تمام دسیسه‌ها این جریان نقش برآب شد و کازرون روز بسیار عادی ای را مانند روزهای گذشته خود تجربه کرد، و این رسانه‌ها به انتشار تصاویر و فیلم‌های آرشیوی سال‌های گذشته روی آوردند.

 

جا زدن تصاویر و فیلم‌های قدیمی توسط ضدانقلاب به حدی بود که حتی رسانه‌های این جریان صحت فیلم‌های خودشان را تایید نکردند.

 

پیش از این نیز ضدانقلاب تصاویر فتنه ۸۸ تهران را نیز به‌جای تصاویر اغتشاشات خردادماه منتشر کرده بود.(اینجا را بخوانید)

 

انتهای پیام/

«خیلی دور خیلی نزدیک» برنامه دو زبانه شبکه چهار سیما-قیمت انواع گوشی


شبکه چهار سیما برنامه جدید «خیلی دور خیلی نزدیک» را در ایام تابستان به صورت هفتگی روی آنتن می‌برد.

نمایشگاه «قابی از لبخند ناب» کودکان سیل‌زده گشایش یافت-قیمت انواع گوشی


نمایشگاه عکس و نقاشی کودکان استان‌های سیل‌زده با عنوان «قابی از لبخند ناب» امروز گشایش یافت.

پخش برنامه «عصر جدید» به روال عادی خود بازگشت-قیمت انواع گوشی


بزرگترین مسابقه استعدادیابی ایران در ساعات همیشگی خود روی آنتن خواهد رفت.



کد آمار